در زمانه‌ی ما، به خیال من، آدم سالم کسی است که توانسته باشد خودش را از «سندرم جمهوری اسلامی» يا «عقده‌ی جمهوری اسلامی» يا هر چیزی که اسم‌اش را بگذارید، خلاص کند. مسأله خيلی خیلی ساده است: از بغض جمهوری اسلامی، بعضی‌ها حاضر می‌شوند حتی روی عقل‌شان پا بگذارند. تصویر آينه‌ای جمهوری اسلامی شده‌اند. می‌گردند ببينيد هر چه موضع جمهوری اسلامی است، خلاف‌اش می‌گويند و عمل می‌کنند با اين فرض که جمهوری اسلامی يکسره تباه، پلید، باطل و اهریمنی است (و بر عکس: فکر می‌کنند هر موضعی که مثلاً آمريکا يا اسرايیل بگیرد چون در مخالفت با جمهوری اسلامی است فی نفسه حقانيت و مشروعيت دارد). این آدم‌ها، از لحاظ عقلی تنبل‌اند و از لحاظ روانی، ناخوش و زخم‌خورده. مسأله فقط کينه نيست که در وجودشان رخنه کرده است. مسأله عقل است. استفاده از همان خردی که در ميان تمام انسان‌ها يکسان توزيع شده است. مهم‌ترين آفت رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور (و صد البته رسانه‌های داخل ایران)، همين سندرم جمهوری اسلامی است. و اين آفت بی‌شک شامل حال بی‌بی‌سی فارسی نيز می‌شود. حتما هستند افرادی که کوشيده‌اند از اين عارضه و آفت بر کنار بمانند ولی تحليل من پس از چندين سال تماشا و بررسی اين رسانه‌ها اين است: همه در دام جمهوری اسلامی افتاده‌اند و در زمين جمهوری اسلامی بازی می‌کنند؛ دانسته يا نادانسته.

پ. ن. به گمانم این بخش‌اش مثل روز روشن بود ولی چطور اين‌ها تصویر آينه‌ای جمهوری اسلامی‌اند؟ اين شکلی که خيلی در جمهوری اسلامی می‌گويند ببينيد آمريکا/غرب/اروپا چه می‌گويد و چه می‌کند، هر کار کرد خلاف‌اش را بکنيد. يعنی اگر آن‌ها حتی گفتند لا اله الا الله شما شک کنيد. يک منطق معيوب عقب‌افتاده‌ای که از لحاظ زمانی در چند قرن پيش به سر می‌برد. اپوزيسيون جمهوری اسلامی رنگ خود جمهوری اسلامی را گرفته.
Shared publiclyView activity