Profile cover photo
Profile photo
Behzad Sheikholeslami
127 followers
127 followers
About
Behzad's interests
View all
Behzad's posts

Post has shared content
وقتی به دیدن فیلمهای حیات وحش مینشینیم، با اعتماد به مستند بودنش، تصاویر پیش چشم‌مون رو باور میکنیم. در حالیکه در ساخت این مستندها حقه‌ها و دروغهای زیادی بکار برده شده. ابتدا اینکه بخش بزرگی از صداها در این نوع فیلمها دروغینست. فیلمبرداری که از فاصله‌ای دور تصویر میگیره، هرگز نمیتونه صدا رو هم مانند تصویر از فاصلهء زیادی جمع کنه. یا وقتی که با بالگرد تصویر گرفته میشه، صدای خود بالگرد اونقدر زیاده که میکروفون هیچ صدای دیگه‌ای رو نمیتونه جمع کنه. در این مواقع صداها درست مانند فیلمهای سینمایی بصورت افکت صوتی مصنوعی بعداً در استودیو ساخته و روی صحنه‌ها گذاشته میشن.

در بخش تصویری هم دروغ زیادی دیده میشه. بخشی از حیواناتی که دیده میشن، گاه اهلی و آموزش دیده‌اند. یکبار هنگام فیلم گرفتن از خرسی به هنگام خوردن شکار، نه تنها از خرس دست‌آموز استفاده کردند، بلکه درون لاشهء شکار، شکلات که مورد علاقهء او بود، گذاشتند تا بتونند صحنهء بو کشیدن لاشه رو با تأثیر بیشتری بگیرند.

حتی مستند‌سازهای مشهوری از جمله بی‌بی‌سی هم از این عوامل استفاده میکنند. یکبار استفاده از یک توله خرس متعلق به باغ‌وحش نروژ و تلفیق اون با صحنه‌ء خرسهای قطبی خبرساز شد.

درمواردی دیگه برای گرفتن صحنهء شکار گوشتخواران، با بستن بند به پای خرگوش یا حتی شکستن استخوان پایش، باعث جلوگیری از فرار سریعش شدند تا صحنهء شکار در برابر دوربین رخ بده.
کمپانی دیزنی در یک مستند برای اثبات شایعهء خودکشی دست‌جمعی موشها در هنگام احساس خطر، صحنه‌سازی دروغین کرد و تعداد زیادی موش رو عمداً از صخره به پایین پرت کرد و کشت.

گرچه استفاده از این روشها امروزه کمتر شده، ولی بجای آن استفاده از کامپیوتر گرافیک در فیلمهای حیات وحش هم افزایش پیدا کرده. در یک مورد بی‌بی‌سی در سری مشهور Animal Planet به جعل تصاویر روی آورد و با استفاده از کامپیوتر گرافیک مستندی دربارهء وجود پری‌ دریایی ارائه کرد که رسوایی بزرگی برایش به ارمغان آورد. گرچه آنها در تیتراژ پایانی با فونتی کوچک نوشته بودند که از CG استفاده کرده‌اند، ولی مگر چند نفر تیتراژ پایانی را میخوانند؟ بدتر اینکه دکترای پژوهشگری که در فیلم بر وجود پری دریایی تأکید کرد، نه تنها دکترا نداشت بلکه حرفه اش نه پژوهشگری بلکه هنرپیشه ای معمولی بود.

ساخت مستندهای حیات وحش بسیار زمان‌بر و پر هزینه‌اند. شرکتهای سازنده برای سوددهی پروژه شون فیلمسازان‌ رو مجبور میکنند که در زمانی مشخص و با بودجه‌ای کم، فیلم رو تحویل بدن. از همین رو اونها مجبور به استفاده از عناصری میشن که در مدتی کوتاه، فیلمی جذاب تهیه بشه. آنها هم مانند دیگر کارمندها با اتکا به حقوق ‌شون مجبور به پرداخت مخارج زندگی و دریافت سفارش بعدیند. از طرف دیگه، رخداد وقایع در طبیعت بسیار کند صورت میگیره. اگه قرار باشه فیلم رو صد در صد حقیقی بسازن، تماشاچی حاضر نیست دو ساعت بشینه پای فیلم و منتظر بشه که آیا حیوانی بصورت شانسی از جلو دوربین رد میشه یا نه؟ شکاری صورت میگیره یا نه؟

ادیت فیلمها و فشرده کردن‌شون به تنهایی مشکلی ایجاد نمیکنه، ولی وقتی دروغ‌پردازی میشه و با داستان پردازی چهره‌ای انسانی از حیوانها ارائه میشه یا بدتر اینکه به حیوانی آسیب میرسانند، خط قرمز را رد کرده‌اند.

ویدیوی کوتاه مواردی دروغ در این نوع فیلم‌ها رو نشون میده:
https://www.youtube.com/watch?v=aBjwrA6wjBg


https://youtu.be/NVgrOXVJ77M

http://www.huffingtonpost.com/2015/05/12/nature-documentary-tricks_n_7249528.html

https://moviepilot.com/posts/3611972

http://www.independent.co.uk/arts-entertainment/tv/news/nature-scenes-filmed-in-controlled-conditions-bbc-admits-after-cameraman-says-small-animal-footage-8867020.html

Post has attachment
اين سكه‌ها را دست كم نگيريد. با اينها می‌شد يك بطری شير، چندتا نان، روزنامه، ساندويچ، يك ليوان چای و خيلی چيزها خريد. می بينيد قابل احترام هستند!

Post has attachment

Post has attachment
افرادی که به طور منظم مطالعه می‌کنند در مقایسه با افرادی که تماشای تلویزیون را ترجیح می‌دهند از نظر اجتماعی رفتار قابل قبول‌تری دارند...

Post has attachment
هنر نزد خاور دور است و بس!

Post has attachment
- شما بر جایگاه کار در تولید ثروت اقتصادی و نظریه ارزش کار اشاره تأکید کردید. در دوره تاریخی که این نظریه مطرح شد هنوز مناسبات تولیدی سرمایه‌داری در مرحله جنینی خود بود. باگذشت سال‌ها از آن دوره، امروز تئوریسین‌های سرمایه‌داری و حتی برخی چپ‌گرایان ادعا می‌کنند در اثر بالا رفتن سهم دانش از جمله دانش رباتیک، بیو، نانو، آی تی، فناوری اطلاعات و علوم شناختی و دیجیتالی شدن تولید، از سهم نیروی کار در مناسبات تولیدی کاسته شده و روابط طبقاتی دوران سرمایه‌داری کلاسیک پایان یافته تلقی می‌شود. آیا با این تغییرات پدید آمده هنوز می‌توان با همان دستگاه و همان تئوری روابط کار و مناسبات تولید را توجیه کرد؟

...با فرض انکار سهم نیروی کار در تولید نتیجه‌ای که به دست خواهد آمد لابد این است که ثروت حاصل از تولید سهم ربات‌ها یا سرمایه است؟! اگر این ثروت اضافی که حاصل افزایش باروری تولید است نصیب و سهم کاری نشود که آن را تولید کرده، باید عاید سرمایه شود. با توجه به تحلیلی که از منشأ و ماهیت خود سرمایه به عمل می‌آید، باید پرسید این امر چه توجیهی دارد؟ وقتی صاحبان سرمایه، بدون این‌که هیچ‌گونه کار تازه‌ای انجام داده باشند، این بهره‌وری سرمایه را به عنوان پاداش مالکانه خود (و پس اندازهای گذشته خود یا پدران خود) دریافت می‌کنند، آیا برای جامعه سودمند و توجیه شده است یا نه؟...

Post has attachment

Post has attachment

Post has attachment
...بر اساس گزارش سازمان خواربار و کشاورزی سازمان ملل (FAO) اگر یک چهارم موادغذایی دور ریخته شده نگهداری می‌شدند، این امکان وجود داشت که ۹۰۰ملیون نفر از گرسنگی نجات داده شوند...

Post has attachment
Wait while more posts are being loaded