دوستی نوشته است:

یک آقایى میره نتیجه آزمایش پزشکى خانمش رو بگیره. دکتر میگه متأسفانه نتیجه آزمایش خانم شما با یک خانم دیگه قاطى شده، و خانمتان یا آلزایمر داره یا ایدز.

آقا مى پرسه خب من چیکار کنم؟ دکتر میگه: خانمت رو ببر توى خیابون ول کن، اگه راه برگشتن به خونه رو پیدا کرد طلاقش بده.

[راه حلهاى مسوولین مملکتى رو که میشنوم به شدت یاد این جوک مى افتم.]

https://plus.google.com/+MohammadMemarian/posts/JCbGEo2xMAc

می‌گویند آدم باید جنبه‌ی شوخی داشته باشد. به خصوص توصیه می‌شود که اصولا جوک‌ را نباید جدی گرفت، انداختش زیر تیغ جراحی و کالبد شکافی‌‌اش کرد. جوک خراب می‌شود و آدم را ضدحال خطاب خواهند کرد. این درست… من هم همیشه آماده‌ی لبخند زدن به یک طنز خوب هستم، اما نمی‌توانم نظیر به اصطلاح جوک‌های بالا را بامزه یا حتی قابل تحمل بیابم.

چرا؟

چون از خرده فرهنگی که این متن بی‌رحم و خطرناک را تولید کرده است و از آن لذت می‌برد گریزان هستم. برای نمونه:

۱.
در این جوک تصمیم گیرنده مرد است. زن صدایی ندارد و همین‌طور اراده‌ای برای تصمیم گیری. مرجع مرد است که باید تصمیم بگیرد و زن مثل یک شیء از آن تصمیم پیروی خواهد کرد.

۲.
آلزایمر بیماری فراموشی است و کسی که به آن مبتلا می‌شود نه تنها مقصر نیست بلکه نیازمند توجه و محبت بیشتری نیز خواهد بود. اما دکتر، که در این داستان نه تنها کارشناس امور پزشکی، بلکه مشاور امور خانواده و اخلاق هم هست چه روی‌کردی را به مرد که همسرش به بیماری آلزایمر دچار شده پیشنهاد می‌کند؟ «نه تنها از او مراقبت نکن، نه تنها او را ترک کن، بلکه کاری کن که وی در خیابان برای همیشه گم شود!»

۳.
تنها راه ابتلا به بیماری ایدز رابطه‌ی جنسی خارج از ازدواج نیست. اما حتی در این صورت هم این امکان وجود دارد که این مرد باشد که با روابط متعدد جنسی‌ای که داشته به بیماری ایدز مبتلا شده و همسرش از او گرفته باشد. اما این نکته برای دکتر که می‌توانید مطمئن باشید یک مرد است اهمیتی ندارد. از نظر او اگر زن به بیماری ایدز مبتلا شده باشد از دو حال خارج نیست: یا رابطه‌ی جنسی خارج از ازدواج داشته و به پیوند زناشویی‌اش خیانت کرده و در نتیجه مرد باید او را طلاق دهد، یا این‌که او از طریق دیگری به این بیماری مبتلا شده که اگر چه بی‌گناه است اما به هر حال یک زن بیمار دردسر زیادی برای مرد خواهد داشت و در نتیجه باز هم بهتر است که مرد او را طلاق دهد.

۴.
دنیای این جوک یک دنیای سراسر مردمحور است. دنیایی که در آن مردها (مرد و دکتر که قاعدتا مرد است) از وجود زن‌های سالم و وفادار (با تعریف خودشان) بهره‌مند می‌شوند و به محض آن‌که زن از جاده‌ی سلامتی و وفاداری خارج شد به خود اجازه می‌دهند که به جایش تصمیم بگیرند، مسخره و تحقیرش کنند یا رهایش کنند.

شما را نمی‌دانم، اما فکر می‌کنم با جوک‌هایی نظیر این نمونه که پوسیده‌ترین لایه‌های فرهنگ مردمحور (در واقع مرد مسلمان شیعه‌ی فارس زبان محور) در جامعه‌ی ایران را بازتولید و تقویت می‌کنند باید مقابله کرد. چگونه؟

برای این‌کار تقریبا همیشه به اسلحه نیاز دارید. اما تعجب نکنید. بهترین اسلحه‌ی شما لبخند نزدن و جدی گرفتن این نوع جوک‌هاست.
Shared publiclyView activity