Profile

Cover photo
Bahareh M
Lives in Hamedan
AboutPostsPhotosReviews

Stream

Bahareh M

Shared publicly  - 
 
بازار قیصریه
(در امتداد این مسیر میدان نقش جهان قرار گرفته)
بیشتر از خلوت بودنش عکس گرفتم
 ·  Translate
15

Bahareh M

Shared publicly  - 
 
باغ دولت آباد یزد

امیدوارم قبلا پستش نکرده باشم 😂، از بس نمیام، نمیاین، نمیایم پلاس دیگه حافظه هم یاری نمیکنه
پینوشت: آها ، منظره ی رو به روی اینجا رو قبلا پست کردم
 ·  Translate
15
Bahareh M's profile photoMei Sam's profile photoHamed A's profile photo
11 comments
Hamed A
+
2
3
2
 
+Mei Sam
بلی در دوبی هم هست
 ·  Translate

Bahareh M

Shared publicly  - 
 
این کتاب خوندنش برای همه واجبه!

«اعتماد به نفس؛ چگونه آن را به دست آورید و با آن زندگی کنید» را از طاقچه دریافت کنید
http://taaghche.ir/-/Book/695
 ·  Translate
باربارا دی آنجلیس ( -1951)، روان‌شناس و نویسنده در زمینه رشد شخصی است. آثار وی از پرفروش‌ترین کتاب‌های روانشناسی است که بیش از هشت میلیون نسخه از آن فروخته شده‌ و در سراسر جها...
7

Bahareh M

Shared publicly  - 
 
به به! آلبوم به گذر اردیبهشت میگن. اگر به سبک های تلفیقی علاقه دارین حتما بشنویدش. البته روال آهسته تری داره نسبت به مثلا آلبوم های گروه چارتار. ولی بسیار دلنشینه. و شعرها هم معنا دار هستن (از جهت بی معنی بودن اشعار اذیت نمیشین)
#گذر_اردیبهشت #گروه_دال
 ·  Translate
4

Bahareh M

Shared publicly  - 
 
برای کسی که بیش از یک دهه است که کتاب غیر درسی نخوانده، کتاب بسیار جالبی بود و فکر میکنم من را با دنیای کتاب خوانی آشتی داد. داستان آشنایی شمس و مولانا و اتفاقات قبل و پس از آن که زندگی هر دوشان را متاثر میکرد بسیار زیبا روایت شده بود. بدعت جالبی در روایت داستان وجود داشت و آن اینکه آنچه در ذهن تمامی شخصیت های اصلی و فرعی داستان میگذرد توسط ادبیات واحدی، ولی بصورت جداگانه و از قول تک تک آن افراد، شرح داده شد؛ گویی زبان ذهن تمامی افراد یکسان است. پیوند تنگاتنگ زمان های دور و نزدیک به جذابیت داستان افزوده بود.


-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پیشنهاد می کنم این کتاب را در فروشگاه فیدیبو ببینید.
ملت عشق
http://www.fidibo.com/book/view/4339
تعداد صفحات: ۵۱۰ صفحه
حجم نسخه کامل: ۳ مگابایت
پرفروش‌ترین رمان تاریخ ترکیه که گفته می‌شود بیش از پانصد بار تجدید چاپ شده است. این رمان به نوعی بازگویی رابطه میان شمس و مولانا در قالب داستانی امروزی و از زبان یک زن آمریکایی است که به همه روزمرگی ها و همسر و کار پشت پا میزند و عازم سفر ترکیه می شود.
اما پرفروش‌ترین رمان تاریخ ترکیه چگونه کتابی ست؟ رمان «ملت عشق» اثری‌ست عاشقانه؛ برخوردار از فرمی که می توان آن را دو رمان محسوب کرد در قالب یک رمان؛ دو روایت تو‌در‌تو که به صورت موازی روایت می شوند؛ اما در دو زمان مختلف جریان دارند. یکی قرنها پیش در شرق و یکی در زمان حال و در غرب (امریکا) بر این پایه اگرچه به ظاهر تفاوت های بسیار زیاد و اساسی باهم دارند اما از آنجا که بن‌مایه هردوی آنها عشق و تاثیر آن در زندگی‌ست بی شباهت به هم نیستند. ملت عشق از یک سو داستان دلدادگی و از دیگر سو داستان رهایی است؛ از یک سو به عشق زمینی می پردازد و از دیگر سو به عشق معنوی و جنبه های عرفانی عشق و زندگی اشاره میکند. این سویه های متقابل که در هر دو خط داستان دیده می شود از جمله جذابیت های اصلی این رمان محسوب می شود که الیف شافاک با چیره دستی با کنارهم قرار دادن این عناصر خط و ربطی برای نزدیک شدن و پیوند خوردن این دو داستان به وجود آورده است.
ناگفته نماند که ترجمه ارسلان فصیحی هم کاری بدون نقص است تا جایی که کاوه میرعباسی، نویسنده و مترجم معروف درباره آن می گوید: "من همیشه کتاب‌های اصلی را از زبان‌های انگلیسی، فرانسوی و اسپانیایی می‌خوانم، اما مدتی قبل، «ملت عشق» را با ترجمه ارسلان فصیحی خواندم و از آن بسیار لذت بردم."
نکته‌ی دیگر اینکه ترجمه این رمان پنج سال پیش به اتمام رسیده بود که تا چندی پیش جزو آثار غیرقابل انتشار وزارت ارشاد بود اما سرانجام پس از بازبینی مجدد، نشر ققنوس آن را منتشر کرد.

بخشی از کتاب
کلماتی که ما برای توصیف خالق بکار میبریم، درواقع نشاندهده ی آنست که ما خودمان را چگونه توصیف میکنیم. اگر موجودی هولناک در ذهنمان متصور میشویم، در واقع این ما هستیم که با ترس احاطه شده ایم. اما اگر عشق و محبت را احساس کردی، از تو چیزی جز این دو پدید نخواهد آمد.
 ·  Translate
4

Bahareh M

Shared publicly  - 
 
نام کتاب: ملت عشق
نویسنده: الیف شافاک

اپلیکیشن: فیدیبو Fidibo
بعد از سالهای سال ، دارم کتاب غیر درسی میخونم. آشنا شدن با این کتاب برمیگرده به پستی در اینستاگرام، و عنوان کتاب رو سرچ کردم و دیدم با دانلود این اپلیکیشن میشه کتابهای متنوعی رو آنلاین خرید و در فضای اپلیکیشن دانلود کرد و بعدا خوند. جملات مورد علاقه رو میشه با چهار رنگ های لایت کرد و یا پاورقی نوشت.
اگر حوصله داشته باشید جملات منتخب خودم رو از این رمان زیبا اینجا پست میکنم.
اگر تا به اینجا که حدود یک پنجم از کتاب رو خوندم بخوام راجع بهش بگم، روایت آشنایی و معرفی شدن شمس تبریزی به مولانا ست و در همین حین داستان نویس از زندگی زنی روایت میکنه که در سال ۲۰۰۸ با کتابی با محتوای این داستان آشنایی برخورد میکنه و در جریان خوندن این کتاب متوجه میشه که سالیان زیادی از عمرش رو با روزمرگی خسته کننده ای گذرونده فقط برای اینکه همسر و مادری ایده آل به نظر بیاد اما حالا میخواد تغییراتی در زندگی خودش ایجاد کنه.
کتاب بسیار قشنگیه و ترجمه ی بسیار دلنشینی داره. طوری شده که من رو که مدت هاست کتاب نخوندم به شدت به خودش مشغول کرده.
 ·  Translate
6

Bahareh M

Shared publicly  - 
 


روزنگار خانم شین


اعتراف می‌کنم وقتهای زیادی از زندگی‌ام بوده که دلم خواسته برگردم به معصومیت نخستین. به ندانستن. به نقطه‌ای که زنی می‌تواند باور کند. ایمان بیاورد و عشق بورزد. اما جاهایی از زندگی هست که قبل و بعدش یکسان نیست. نمی‌شود به نقطه قبل از بعضی اتفاقها برگشت. نمی‌شود چیدن میوه ی دانش را ندید گرفت. نمی‌شود تکه تکه شدن در طوفان را فراموش کرد. بعضی از اتفاقهای زندگی برگشت ناپذیر هستند. همینها که کوله‌بارمان را سنگین می‌کنند و نقطه‌ی صفر را برایمان بی معنی می‌کنند. دو آدم، در سن و سال ما، هیچ وقت در نقطه‌ی صفر رابطه قرار نمی‌گیرند. هیچ وقت نمی‌توانند فارغ از اتفاقات بیست سال قبل زندگیشان همدیگر را ببینند. زخمهای کهنه‌شان کاری و عمیق و جاافتاده است. اصلا زخم شده مثل دست یا پا. دیگر نمی‌شود ندید گرفتش. اما بعضی تجربه‌ها هست که کاش نبودند. کاش می‌شد آنها را قلم گرفت.

نمی‌شود. کافی است سر و کله چیزی از ناکجای زندگی پیدا شود – یک اسم، یک عکس یا یک کابوس - و یکهو زخم باز کند که آی من اینجا هستم. سر و مر و گنده و تو دیگر خیلی وقت است که معصومیتت را از دست داده‌ای. آن جهل خوشایند که نجات بخش نسل قدیمی زنها بود دیگر شامل حال تو نمی‌شود. اینجور وقتهاست که خشمم زبانه می‌کشد وقتی به دختر آن سالها فکر می‌کنم. به اینکه نمی‌دانست چه گنج عظیمی از نادانی در اختیار دارد.

کاش می‌شد به نقطه‌ی ندانستن برگشت. به آن اولین دوراهی که از آنجا به بعد را اشتباه رفته‌ام. به آن روزهایی که هنوز خواب می‌دیدم. بعد به تمام دوراهیهای زندگیم فکر می‌کنم و می‌بینم حوصله ندارم باز 18 ساله و احمق باشم. حوصله ندارم تمام این مسیر را بروم. می‌بینم که از همین اشتباههاست که داستانهایم را دارم. پسرم را. تو را. خانه‌ام را با دیوار ارغوانی‌اش و این جمعیت گلدانها را. می‌بینم با اینکه کم درد نکشیده‌ام نمی‌توانم به آغاز برگردم.

جایی که به جای رشته‌ی معماری در برگه انتخاب واحد بزنم مهندسی عمران و ببینم چطور با همین انتخاب همه چیز در زندگیم عوض می‌شود. راستش حالا که خوب فکرش را می‌کنم نمی‌خواهم همه چیز زندگیم عوض شود. متاسفانه خوب و بد چنان در هم تنیده‌اند که نمی‌توانم ازهم جدایشان کنم. می‌بینم که به این نقطه رسیدن درست از همان 22 سال پیش شروع شده. هیچ ماشین زمانی نمی‌تواند مرا آنقدر به عقب برگرداند و حتی اگر هم برگرداند، خب که چی بشود. اگر سینا نباشد، تو نباشی یا داستانها نباشند این زندگی به چه درد می‌خورد. از کجا معلوم که شیدای مهندس عمران اینها را دارد؟

همین است که می‌نویسم و بعد با خودم صلح می‌کنم. با زن تقریبا 40 ساله ای که خیلی وقت است نمی‌داند از این زندگی چه می‌خواهد.

Inoreader.com7Inoreader.comInoreader.com
 ·  Translate
اعتراف می‌کنم وقتهای زیادی از زندگی‌ام بوده که دلم خواسته برگردم به معصومیت نخستین. به ندانستن. به نقطه‌ای که زنی می‌تواند باور کند. ایمان بیاورد و عشق بورزد. اما جاهایی از زندگی هست که قبل و بعدش یکسان نیست. نمی‌شود به نقطه قبل از بعضی اتفاقها برگشت. نمی‌شود چیدن میوه ی دانش را ندید گرفت.
5
Helen Eslami's profile photoBahareh M's profile photo
2 comments
 
+Helen Eslami توجه شما برام خیلی با ارزش و لذت بخشه. بسیار ممنون از بیان نظرتون
 ·  Translate

Bahareh M

Shared publicly  - 
 
چرا نرفتین آکواریوم اصفهان؟
 ·  Translate
9
Helen Eslami's profile photoSara ee (M)'s profile photoBahareh M's profile photo
8 comments
 
دشمنت شرمنده. خواهش میکنم 😇😚
 ·  Translate

Bahareh M

Shared publicly  - 
 
از متن کتاب پست قبل
 ·  Translate
3

Bahareh M

Shared publicly  - 
 
آلبوم جدید رضا یزدانی کاملا مایوس کننده بود. کپی خیلی ضعیف کارهای قبلیش. اصلا حوصله ام نگرفت بیشتر از دو سه آهنگ کامل بهش گوش کنم. متن ترانه ها همش اراجیف. کشدار کردن صدا هم که از آلبوم های قبلیشون باهاش آشنا شده بودیم، اینجا بیشتر به ادا در آوردن شبیه هست.
#رضا_یزدانی #reza_yazdani #duel_in_the_mirror
 ·  Translate
4

Bahareh M

Shared publicly  - 
 ·  Translate
7
Helen Eslami's profile photoBahareh M's profile photo
2 comments
 
+Helen Eslami ممنون از بیان شیوای شما. روز و شب شما هم بخیر
🌹🌹🌹
 ·  Translate

Bahareh M

Shared publicly  - 
 
باغ دولت آباد ، یزد

#iran #yazd #dowlat-abad-garden #dolat-abad-garden
 ·  Translate
13
Bahareh M's profile photomasoud bahri's profile photo
5 comments
 
شاگرد عکاسیم📷😊
ممنونم لطف دارین
 ·  Translate
Places
Map of the places this user has livedMap of the places this user has livedMap of the places this user has lived
Currently
Hamedan
Links
YouTube
Basic Information
Gender
Female
Looking for
Networking
خوشم میاد هر وقت ما میریم اصفهان اینجا بسته ست. لطفا یه نفر بیاد یه شماره تلفن بذاره که بتونیم اول هماهنگ کنیم. به شدت اینجا رفتن احتیاج به هماهنگی داره! از شهر خودتون هماهنگ کنید
Public - 3 weeks ago
reviewed 3 weeks ago
فوق العاده زیباست
Public - 4 weeks ago
reviewed 4 weeks ago
فعلا که بهتر از این رستوران در اصفهان ندیدم. فضای عالی، تنوع غذایی منو هم بالاست و خیلی کم معطلی داره. تقریبا معطلی نداره. و چه دستپختی.. به به. و البته قیمت هم به به :))
Public - 4 weeks ago
reviewed 4 weeks ago
یه رستوران عالی داره. آش شولی رو حتما امتحان کنید. دستپختشون محشر بود. کلا اردکان شهر خیلی جمع و جور و منظم و خوشگلیه
Public - 3 months ago
reviewed 3 months ago
72 reviews
Map
Map
Map
بستنی حسرت الملک اینجا رو حتما امتحان کنید. دمنوش های خیلی خوبی هم داره
Public - 4 weeks ago
reviewed 4 weeks ago
اینجا موزه ی مردم شناسی اردکان هست. جالبترین موزه ی مردم شناسی که تا به حال دیدم
Public - 3 months ago
reviewed 3 months ago
جای دور افتاده ایه. زیارتگاهه دیگه نه چیزی بیشتر. در ضمن نمیدونم چرا زرتشتیان محترم برای این محل ورودی تعیین کردن؟ مثل این میمونه که به حرم امام رضا که یه زیارتگاه هست برید و قبل ورود ازتون پول بگیرن. کلا جمعیت رو به زور تحمل میکردن زرتشتیان عزیز. یه جا کفشی داخل زیارتگاه بود که کفشامونو گذاشته بودیم اونجا و طبق عرف اونجا دمپایی پوشیدیم. اومدیم که بیایم بیرون دیدیم کفش هامونو گذاشتن جلوی در (شما حساب کن بالغ بر پنجاه جفت کفش) ...دوستان فقط از اون قسمت دریافت ورودی خوششون میومد
• • •
Public - 3 months ago
reviewed 3 months ago