Profile

Cover photo
Ardeshir T
Lives in Tehran
10,667 followers|11,477,329 views
AboutPostsPhotosYouTubeReviews

Stream

Ardeshir T

Shared publicly  - 
 
 
همه ی دوستان فاسد رئیس جمهور
1.
چند ماه پیش آقازاده ی دسته گل جناب عارف مصاحبه ای کرد و گفت:
«من از سال ۸۰ تا به امروز حداقل ۴ شرکت اقتصادی راه اندازی کرده ام که فعال هستند. افتخار و ادعا می کنم که برای مثال در سال ۲۰۰۴  شرکت ام.تی.ان MTN آفریقای جنوبی را که در ایران توانست اولین اپراتورخصوصی تلفن همراه کشور (ایرانسل) را راه اندازی کند [...] به کشور آورده‎ام. به این افتخار می‎کنم که در سن کم توانستم یک شرکت بزرگ و قوی خارجی را با توانایی‎های شخصی به ایران بیاورم که هرچند متاسفانه با دخالت دولت نهم این شرکت خارجی با برخی شرکت‎های زیر مجموعه وزارت دفاع و بنیاد مستضعفان شریک شد و کلیه حقوق مادی و معنوی من و شرکایم غیر مشروعانه نادیده گرفته شد»

رسانه های اصولگرا این تکه از مصاحبه ی آقازاده را بُل گرفتند و بعد از یک جمع و تفریق ساده، از پسر آقای عارف پرسیده اند که در 23 سالگی مگر چه تخصص و اعتباری داشته است که وارد پروژه های چندمیلیاردی شده و چگونه در 27 سالگی مورد اعتماد یک شرکت بین المللی قرار گرفته است؟ 

برای من اما این مسئولیت ایشان از جانب دیگری جذاب است. آنها که سن و حافظه ی شان قد میدهد، خوب به یاد دارند که در زمان ورود ترکسل و تاو به ایران چه جنجالی بر پا شد. ترکسل که در مناقصه ای قانونی برنده ی قرارداد اولین اپراتور خصوصی موبایل در ایران شده بود، به بهانه ی تهدید امنیت ملی و نفوذ بیگانگان در سیستم مخابراتی کشور، به طور غیرقانونی، با تهدید، پرداخت رشوه و فشار سپاه و دیگر باندهای قدرت کنار گذاشته شد.

شرکت تاو متهم به مشارکت با اسرائیلی ها شد و مجلس هفتم، «احمد خرم» وزیر راه خاتمی را تهدید به استیضاح کرد. خرِم زیر بار نرفت و سپاه پاسداران در بزرگ ترین تقابلش با دولت در طول تاریخ جمهوری اسلامی و عریان ترین نمایش نفوذ و قدرت نظامیان، در روز افتتاح فرودگاه امام، با جنگنده های فانتوم مانع از نشستن هواپیما شدند و با توپ و تانک، باند فرودگاه را قرق و اشغال نمودند.

احمد خرم که خودش در گذشته سپاهی بوده، تهدید کرد که در جلسه ی استیضاح پشت پرده ی کارشکنی در اجرای قرارداد را فاش خواهد کرد. برایش 50 پرونده ی تخلف مادی درآورند/ساختند. وزیر استیضاح شد، پشت پرده ای فاش نگشت. در حقیقت نیازی به افشای پشت پرده نبود. مشکل پیش آمده، مشکلی تاریخی بود. سهم و حق حساب یک گروه را پرداخت نکرده بوند!
http://goo.gl/7gKFyq

خبرنگاران مستقل و روزنامه نگاران شریف اصلاح طلب هرگز از آقازاده ی جناب عارف نپرسیدند که در آن بلبشوی رشوه و تهدید، نقش ایشان بعنوان کارچاق کن و پورسانت بگیر ِ خُبره چه بوده است؟ همانطور که درباره ی سرنوشت دو پورسانت 75 و 15 میلیون دلاری «مهدی هاشمی» پرس و جویی نکردند.
 
2.
چرا شنیدن اخبار فساد مسئولین برای مردم عادی شده؟ چرا افشای این فسادها زلزله ی سیاسی ایجاد نمی کند؟ چرا واکنش ها به درو کنندگان بیت المال جناحی و حزبی است؟

عامل اصلی گستردگی فساد در درجه ی اول به ساختار سیاسی خود جمهوری اسلامی بر می گردد که مقام هایش به مردم عادی پاسخگو نیستند. مسئولین با رای مستقیم مردم انتخاب نمی شوند و مشروعیت و حیات سیاسی شان بیش از هر چیز وابسته به نهادهای گوناگون قدرت است. نهادهای  قضایی نیز بیشتر ابزاری در دست ماشین سرکوب حکومتند تا وسیله ای برای احقاق حقوق ملت. از اینها گذشته:

الف) دزد بودن در ایران هزینه ی سیاسی/اجتماعی ندارد: خوشنام ترین دزدان این مرز و بوم در دسته سیاستمداران پروگرسیو و کارفرمایان نمونه قرار می گیرند.
ب)داروغه خود شاه دزد است: مقامات قضایی و بازرسان کشور خود متهم به فسادند. مهمترین مثال شاید «ناطق نوری» باشد که زیر سایه ی رفسنجانی، تا به امروز آن درخشش و جلوه ی لازم را نداشته است.
ج)دزدی یکی از مهمترین راه های رسیدن به خداست: رشوه گیری در ایران بیداد می کند. فساد به منتهی علیه خود رسیده و خلق الله از نانوا گرفته تا وزیر، زحمت شبانه روزی می کشند تا به بیشترین مقدار ممکن در پاچه ی ارباب رجوع فرو کنند. 

3.
مهم نیست که آدم ها در اندرونی و دنیای مجاز چه فکر میکنند، مهم این هست که تا چه اندازه به تشعشات فکری و روشنفکرانه یشان باور دارند و آنها را در زندگی واقعی شان بکار می برند. جمهوری اسلامی بدون همراهی بخش عظیمی از مردم قادر به ادامه ی حیات نیست. مردمی که لزوماً از لحاظ ایدئولوژی با او همراه نیستند و حتی از لحاظ فکری با ساختارها و ارزش های نظام مقدس، تضاد بنیادین دارند. 

استاد دانشگاهی که برای دکتر خلبان پایان نامه می نویسد، روزنامه نگاران جوانی که برای دستگاه پروپاگاندای حکومت برنامه می سازند، مهندسینی که در شرکت های ریز و درشت سپاه مشغول خدمت و غبار رویی از بیت المال و تلکه کردن مردمند، تمامی وکلای کانون، معلمین، کارگران  و پزشکانی که در برابر ظلم به همکارانشان سکوت کردند؛ و بطور کلی تمامی آدمهایی که حضور فعال و موثر در ساختار دولتی حاکمیت دارند و چرخ آسیاب ماشین سرکوب حکومت شده اند، نسبت به تداوم وضعیت رقت بار فعلی مسئولند.

جامعه ای که با نظام استبدادی اش به همزیستی مسالمت آمیز رسیده، بیش از شعار و هشتگ، نیازمند «زیستن در حقیقت» است. نیازمند در هم شکستن نقاب دورویی و زندگی ریاکارانه ای است که بقول «واسلاو هاول» اساس و ستون یک رژیم استبدادی است. نیازمند همبستگی با کسانی است که وجدانش به او فرمان حمایت از آنها را داده است. رستگاری جامعه زمانی آغاز خواهد شد که او از زندگی در درون دروغ بیرون بیاید و یکبار دیگر هویت و شرافت سرکوب شده اش را کشف کند. به آزادی اش قدر و اهمیتی فوق العاده دهد. دست به انقلابی درونی بزند، انقلابی که تلاشی خواهد بود برای زندگی کردن در داخل حقیقت.
 ·  Translate
7 comments on original post
26
4
Mohammadreza B's profile photoDarieh's profile photo
2 comments
Darieh
 
+Mohammadreza B
وقتی بلاهت و کم سوادی با هم یکجا جمع می شن، حاصلش میشه کامنت جنابعالی که حرف خود جناب هاول رو که در لینک اصلی بهش رفرنس داده شده "اراجیف" می نامید.

زبان دراز و مغز کوچک، باعث میشه تا آدم مقاله ی دو صفحه ای رو که خودش "خواندنش رو اکیدا! توصیه کرده" تنها یک پارگرافش رو بخونه! اصلاً حرف هاول رو نفهمه و اشاراتش به فرهنگ رو در همون مقاله ی توصیه شده هم نبینه!

حماقت که از حد گذشت، باعث میشه تا شخص، خودش رو هاول شناس بپنداره و همانطور که پیشتر از روی نفهمی چرچیل رو بخاطر یک نقل قول یک خطی خارج از کانتست مخالف دموکراسی نامیده بودید، اینبار هم اصل حرف هاول رو نفهمیدید که به دنبال چالش کشیدن استبداد از طریق زندگی در حقیقت و بدور از ریاکاری بوده.

اما برای آن دسته از کسانی که از لحاظ شخصیتی ناراحت نیستند و علاقه مند به شناخت بیشتر از جناب هاول هستند، مطالعه ی مقاله ی زیر رو هم توصیه می کنم:
His belief in the power of exemplary actions undertaken by ordinary people—as opposed to the more formal political acts of revolutionary leaders—set Havel’s approach to resistance apart. He did not ask for heroics. He recognized the revolutionary force of everyday examples: not bowing your head, not putting the picture of a tyrant on your wall, not voting in farcical elections, not hanging the party sign in your shop window.

Havel’s idea of resistance builds on a view of life as a series of layers, an environment we create together, a work of solidarity continuously in the making. “The salvation of this human world lies nowhere else than in the human heart,” he wrote, “in the human power to reflect, in human meekness and human responsibility.”

http://wagingnonviolence.org/feature/havel-on-the-responsibility-of-resistance-for-all/
 ·  Translate
Add a comment...

Ardeshir T

Shared publicly  - 
 
 

میگن یکی از بهترین راه های استثمار و استعمار سایرین اینه که بهشون تلقین کنی من آرزوهای تورو برآورده می کنم.حتی نصفه نیمه
دوستی دارم که شرکت کامپیوتری داره و استاد استعمار !
یکی از تازه ترین ترفندهاش اینه که شرکتش رو برده تو خیابون میرداماد،با اجاره ای دو سه برابر محل قبلی در عباس آباد ولی به قول خودش میصرفه !
ازش می پرسم چطوری میصرفه؟
میگه که یه عده هستن که آرزو دارن شمال شهر زندگی کنند ولی خب نمیتونن ! بچه هایی که معمولن دانشگاه های خوب قبول شدن از شهرستان ولی تو خوابگاه زندگی کردند یا حتی بچه درس خونهای محله های پایین تر تهران.
میگه میدونی فارغ التحصیل شریف با هشتصد تومن حقوق میاد میرداماد کار کنه،ولی با یه تومن عباس آبادم نمیاد برای همون کار.یک و نیم بده همون کار رو طرفهای سعدی و فردوسی !
توجیهش اینه که من یک قسمتی از رویاشون رو محقق می کنم و اونم زندگی شغلی در قسمت اعیان نشین پایتخته،مغازه ها و کافه های آن چنانی و هم سن و سالهای خودشون تو ماشین های چند صد میلیونی.حداقل میتونن عصرها پیاده این جاها رو دور بزنن !
البته تبلیغات دو سه تا کارمند دغل همکارش هم موثره،خانومی که برای دختر تازه کار داستانی خیالی تعریف می کنه از پسر مدیرعامل شرکت طبقه بالایی که عاشق نفر قبل از تو شد و الان تو قصر آرزوها زندگی میکنه.کار کردن اینجا یه سرمایه گذاری خوبه !!!!
به قول خودش اینکه من یه پروژه دویست میلیونی رو تو سه ماه با دوازده تومن اجاره و چهل تومن حقوق جمع میکنم یک هنره ! ولی  بیست میلیون از اون حقوق در سه ماه رو سه نفر میگیرن و بیست میلیون بقیه رو هشت نفر !
وقتی بهش میگم حالا مطمینی که دلیل همینه؟آرزوی بودن هقت هشت ساعت در شمال شهر؟صفحه آگهی های کار روزنامه رو نشونم میده.شرکتی معتبر در فرشته،جردن،زعفرانیه،ولنجک تا شرکتی نرم افزاری،کامپیوتری،فعال که پیش شماره متعلق به نقاط دورتر شهره و ذکری از آدرس نیست.
واقعن یه عده عمرشون رو حتی بلد نیستند که بفروشند !!!!!


 ·  Translate
20 comments on original post
41
4
Eric McCain's profile photoArdeshir T's profile photojaam Tala's profile photo
3 comments
 
جان؟ واقعیه؟ با هشتصد تومن میرداماد کار میکنه، با یه تومن عباس‌آباد کار نمیکنه؟ مگه عباس‌آباد چشه؟
خودم محل کار برام یکی از مهمترین فاکتورهای انتخاب شغله، اما نزدیکیش، دسترسی خوبش، ترافیک کمش نه اسم محله! مثلا ولنجک حاضر نیستم برم! 
 ·  Translate
Add a comment...

Ardeshir T

Shared publicly  - 
 
 
اغلب واکنش ها به حضور و برنده شدن برادرزاده بشاراسد در مسابقات سوارکاری تهران، فحاشی شرم آور است به دختر نوجوانی که معلوم نیست چه می داند از جنگ سوریه و یا چه می تواند بکند برای جنگ سوریه. او دارد زندگی خودش را می کند، زندگی که پدر و عمویش برایش فراهم کرده اند، صدها هزار دختر نوجوان سوری هم دارند زندگی خودشان را می کنند، زندگی که بشاراسد و برادرانش در تهران برایشان فراهم کرده اند. در این میانه اگر یک نفر مقصر نباشد، همین دختر نوجوان است، منتها آتش "کینه"، خشک و تر را می سوزاند. اگر جنگ سوریه دفاع از منافع ملی است، کینه ای که بازتولید می کند، آتش زدن همان منافع ملی است. کینه البته مهم تر از این حرف هاست، فرهنگ روزمره ما با کینه دمخور است، سیاست داخلی و خارجی این سال ها پر از کینه بوده، آشفتگی های دهه ۶۰، تابستان ۶۷، تابستان ۸۸، حتی اختلافات داخلی اصولگرایان و اصلاح طلبان ریشه در کینه دارد. محصول طبیعی کینه، انتقام است. صدای انتقام پریروز در خیابان های تهران گفت مجتبی بمیری، رهبری رو نبینی، دیروز کوچه اختر را مسدود کرد، امروز خانواده بشار اسد را قربانی کرد، فردا نوبت دیگریست. ما همه در صف انتقام ایستاده ایم، پشت سر آقایمان/امام زمان که قرار است انتقام مظلوممان/ حسین را بگیرد؛ قبیله کینه ای ها.
 ·  Translate
14 comments on original post
13
Add a comment...

Ardeshir T

Shared publicly  - 
 
 
محققان فرانسوی با تصویربرداری از مغز مردان هنگام سکس و بعد از آن، دلایل تغییرات روحی و رفتاری آنها را برررسی کرده‌اند. به گفته‌ی این محققان، تحقیقات اخیر برای نخستین بار سرنخ‌هایی از آنچه هنگام ارگاسم در مغز مردان اتفاق می‌افتد، به دست می‌دهد. آنها دریافته‌اند که قشر مغز (Cerebral Cortex) که هشیاری را کنترل می‌کند، در زمان ارگاسم از کار می‌افتد. سپس دو بخش دیگر، کورتکس سینگولیت و آمیگدال (بادامه)، پیامهایی به بقیه‌ی قسمت‌های مغز می‌فرستند که تمامی تحریکات جنسی را خاموش می‌کند. این کار با ترشح خواب‌آورهایی مثل سروتونین و اوپیوییدها انجام می‌شود. این موضوع ممکن است توجیه مناسبی برای مردان به نظر برسد که بلافاصله بعد از سکس بخوابند، هرچند بعید است شرکای جنسی‌شان از این موضوع استقبال کنند.

تحقیقات تازه‌ی دیگری بر روی گروهی از مردان و زنان در دانشگاه ایالتی اوهایو در آمریکا انجام شده که طی آن، از شرکت‌کنندگان خواسته شده هر بار که به سکس، غذا یا خواب فکر می‌کنند، آن را یادداشت کنند. نتایج حاکی از آن است که مردان در طول روز و به طور میانگین، ۱۹ بار به سکس فکر می‌کنند. این مقدار، ۸۰۰۰ بار کمتر از آن باور کلیشه‌ای قدیمی «هر ۱۷ ثانیه یک بار» است. یافته‌های جدید هم‌چنین می‌گوید که مردان در هنگام بیداری، ۱۸ بار به غذا و ۱۱ بار به خواب می‌اندیشند. این اعداد برای زنان ۱۰ بار برای سکس، ۱۵ بار برای غذا و ۸/۵ بار برای خواب است که در تمامی موارد کمتر از مردان است.
 ·  Translate
Men automatically fall asleep after having sex because their brains are programmed to shut down, scientists claim.
1 comment on original post
25
Masi Zeini's profile photo
 
جالب بود
 ·  Translate
Add a comment...

Ardeshir T

Shared publicly  - 
 
 
آیت الله موحدی کرمانی امروز رفته بود راهپیمایی روز قدس، محافظان چتر در دست داشتند که گرما بودای اصولگرایان را آزار ندهد، در کارناوال آب بازی پوسترهای مرگ بر اسرائیل رنگ باخت، تتلو از راهپیمایی اعلام حمایت کرد، دانشجویان بسیجی دکه فروش زیتون راه انداخته بودند برای جمع آوری کمک، دختران بسیجی رنگ بازی می کردند و ... کارناوال روز قدس هر سال شادتر می شود، پر از خلاقیت های بی محتوا. دیگر خبری از خشم مقدس نیست، خشم مضحک موج می زند و کارناوال پر شده از نمادها و سبک های اعتراضی غربی، راهپیمایی روز قدس نماد اضمحلال انقلابی گری شده، مهم ترین خاطره اش آب بازی بچه هاست و عروسک سازی بزرگ ترها؛ نسل لطیف انقلابیون.
 ·  Translate
15 comments on original post
38
2
Add a comment...

Ardeshir T

Shared publicly  - 
 
 
هاشمی رفسنجانی، ۶ اردیبهشت سال ۵۹، گفت و گو با روزنامه جمهوری اسلامی: « ما از خواست برحق سازمان و دانشجویان انجمن اسلامی پیشتیبانی کنیم و معتقدیم که باید انقلاب فرهنگی صورت گیرد.»
هاشمی رفسنجانی، ۳۰ اردیبهشت ۹۵: «آن زمان دانشجویان قیام کردند و دانشگاه‌ها تعطیل شد و اسمش را انقلاب فرهنگی گذاشتند و این کار اشتباهی بود و من با آن مخالف بودم.»
لینک گزارش مرتبط در کامنت اول
 ·  Translate
7 comments on original post
19
Add a comment...
Have him in circles
10,667 people
‫احمد شمس‬‎'s profile photo
Abji Bozorge's profile photo
mojtaba makki's profile photo
mohsen salehi's profile photo
Hadi Teymori's profile photo
Kimia Ertebatat's profile photo
Ali Najaf Zadeh's profile photo
‫قارا مّمدعلى‬‎'s profile photo
hamid ghafari's profile photo

Ardeshir T

Shared publicly  - 
 
 
دختری در اسارت
این عکس تاریخی حسن سربخشیان است از  اعتراضات 18 تیر 78
نشریه مسعود ده‌نمکی مدعی شده بود که عکس جعلی است. بعد، سربخشیان عکس‌هایی را که از زوایای مختلف گرفته بود، منتشر کرد ...  
 ·  Translate
4 comments on original post
27
Add a comment...

Ardeshir T

Shared publicly  - 
 
 
اگه ميدونستين بخاطر هر يه نفر كه بى گدار به آب ميزنه ژان لوك گدار چقدر ناراحت ميشه و سينماى جهان چه آسيبى ميبينه هيچوقت بى گدار به آب نمى زدين.
 ·  Translate
2 comments on original post
16
Add a comment...

Ardeshir T

Shared publicly  - 
 
 
وزیر احمدی‌نژاد: قبل از مناظره‌ها به موسوی پیام دادم که احمدی‌نژاد دروغ‌گو و بی‌حیا است

پرویز کاظمی اولین وزیر برکنار شده دولت محمود احمدی‌نژاد:

🔹 حتی من به آقای میرحسین موسوی قبل از مناظره ها پیغام دادم که آقای احمدی نژاد دو موضوع را دنبال میکند. اول اینکه دورغ می‌گوید دوم هم اینکه بی حیا است و در مناظره با آقای موسوی هر دو این اتفاق ها افتاد، هم بی حیایی هم دروغ گویی. دروغ گویی آن مدرکی بود که از خانم رهنورد نشان داد که بعدا هم من گفتم اگر ایشان ۴ سال رییس جمهور بوده و این موضوع را می‌دانسته چرا آمده و پشت تلویزیون گفته؟ که بعدا هم سازمان بازرسی کشور اعلام کرد این موضوع واقعیت نداشته است. دروغ گویی و بی حیایی در این جایگاه و در برنامه زنده تلویزیونی چه معنی دارد؟ چرا شورای نگهبان با این مسئله برخورد نکرد؟

🔹 البته شاید حق با شما باشد. شاید من باید در سال ۸۸ همان زمان قبل از انتخابات به موضوع ورود پیدا کرده و به شدت هم مسائل را مطرح می‌کردم. اما باید این موضوع را در نظر گرفت که در تحلیل شخصیت آقای احمدی نژاد باید گفت احمدی نژاد سال اول ریاست جمهوری در سال ۸۴، سال دوم و تا سال آخر که متفاوت می‌شود و انحراف همینطور شدت یافت. در دور دوم نیز از فردای انتخابات و از میدان ولیعصر همه چیز را آغاز کرد.

🔹 اگر دقت کنیم می‌بینیم او هیچ وقت و هیچ جا از فتنه صحبت نکرده و نمی‌کند چون خودش باعث و بانی فتنه ۸۸ بود./ ایسنا
 ·  Translate
View original post
9
Add a comment...

Ardeshir T

Shared publicly  - 
 
 
یکی از دوستانم دخترک خردسالی دارد، تعریف می‌کرد مربی مهدکودکِ بچه گفته دختر شما با بچه‌های دیگر بازی نمی‌کند. یک گوشه می‌ایستد و با نگاه موشکافش رفتارهای بقیه بچه ها را تماشا و نقد می‌کند. طبعن مادر مغرور و مفتخر بود به رفتار کودکش که به شکل اعجاب آوری عاشق کتاب خریدن و شنیدن قصه‌های آنهاست و یاد گرفته درست چیست و غلط کجاست... اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود که این بچه از همین الان نه نقد دیگران که رنج دادن خودش را شروع کرده!

تعداد زیادی از بچه‌های کودکی‌های ما کتاب‌خوان بودند. کتاب‌های داستانی با درون مایه‌های انقلابی و بعد هم جنگی... همیشه خون بر شمشیر و حق بر باطل و نور بر تاریکی و سپیدی بر سیاهی و مظلوم بر ظالم غلبه می‌کرد. غلط مشخص بود و درست روشن. ما باید جلوی حرف زور مقاومت می‌کردیم، از خودمان می‌گذشتیم، از مظلوم دفاع می‌کردیم و پایدار می‌ماندیم تا از راه برسد "عدل وعده داده شده" و قس علیهذا.

من به باهوشی دختر دوستم نبودم و از سنین بسیار بالاتری شروع کردم به رصد رفتارهای بقیه، نقدشان و بنابر آموزه‌ها، مقابله با ظلم و زور (که اغلب از جانب مدیر و ناظم و معلم‌ها و بعد اساتید و روسا بود) و دفاع از مظلوم، که معمولن همکلاسان تنبل یا ضعیف یا بازیگوش و سربه هوایی را شامل می‌شد که مواخذه می‌شدند. زمانی که در مقطع راهنمایی تحصیل می‌کردم تلاش‌های پردامنه‌ای را برای مقابله با بی‌عدالتی، دفاع از مظلومان، ارتقا فرهنگ مطالعه، بالا بردن اطلاعات عمومی و غنی سازی برنامه‌های صبحگاه مدرسه شروع کردم(!) که در اغلب موارد با مواخذه شدید اولیای مدرسه و احضار والدینم همراه بود. مبارزات من با عنوان دخالت در کار معلمان، "تعیین تکلیف" برای معلم‌ها، نشناختن حد خود، بی جهت سنگ این و آن را به سینه زدن، امانت دادن کتابهای غربی و نامناسب، ایستادن توی روی معلمها و امثالهم محکوم می‌شد -گاهی هم خبرکشی‌های ایادی استکبار که جاسوس‌های مدیریت در هر کلاسی بودند، پس از عبور از کانال فهم ناقص خود، چیزهای دیگری به این اتهامات اضافه می‌کردند. چه روزها که گریه کنان به خانه می‌آمدم، اما خللی در عزم راسخ من برای مبارزه با زورگویی معلم‌ها و کنترلگری و آزار ناظم و مدیر سنگدلمان ایجاد نمی‌شد!

روزهای پایانی سال سوم راهنمایی، ناظم خبیثمان مرا به یک کلاس خالی صدا کرد تا خصوصی با من حرف بزند. حالم را پرسید. دوتا قاب عینک نشانم داد تا نظر بدهم کدامش را بخرد. بعد هی از این در و آن در حرف زد و یک جورهایی گفت این چندسال خیلی اذیتت کردیم و خلاصه حلال کن! من...من... بعضم ترکید. دست‌‎هام را گرفتم جلوی صورتم و زار زدم؛ زار زدنی. ناظم ظالم بعد از اعتراف به ظلمش از من حلالیت می‌خواست و داشت کارهاش را توجیه می‌کرد! این دیگر کجای قصه بود! دست‌هام خیس شده بود. دستم را از جلوی صورتم کنار بردم و ناگهان یک عالمه خون ریخت روی مقنعه و مانتوم. خانم ناظم حسابی ترسید. سمت آبخوری هدایتم کرد و رفت پنبه و دستمال بیاورد...همینطور که سربالا به سمت آبخوری می‌رفتم یکی از همکلاسی‌هام با تعجب و خنده نگاهی به مانتو و مقنعه خونیم کرد و گفت :«بالاخره کشتیش؟؟» هر دو خندیدیم...

مدرسه به قدری برایم حاشیه داشت که والدینم مرا برای مقطع دبیرستان به اصفهان و نزد پدر و مادربزرگم فرستادند، تلخی‌های ایام نوجوانی و جوانی گذشته است، اما آن روحیه تقابل افراطی همچنان در من باقیست در مواجهه و مقابله با غلط‌ها/ظلم‌ها-بهتر بگویم آنچه به نظرم ظلم می‌آید آنهم در حالیکه همچنان و احتمالن همیشه هیچ کاری از دستم بر نیاید جز حرص خوردن و رنج بردن ... رنجی کاملن بی دلیل و بی حاصل و امروز می‌توان بگویم اشتباه. من در مدرسه هم واقعن واقف نبودم به مشکلات مدیریت یک مدرسه راهنمایی دخترانه که نیمی از دانش‌آموزانِ تازه بالغ‌اش از پدر محروم بودند. ضمن این‌که نه مدیر و ناظم خشک مغز و بی سلیقه مدرسه حاکمان جبار بودند و نه دختران تنبل و بازیگوش قربانیان مظلوم. آن وسط اگر اختلالی هم بود، من بودم. از آن زمان تا امروز این داستان بارها و بارها در دانشگاه و محل کار تکرار شده است. ارزش‌های دوقطبی‌ام فرسنگ‌ها از من فاصله گرفته‌اند و انگیزه و علاقه‌ای برای اصلاح امور ندارم، اما همچنان به چشم دیگران نامنعطف،ایرادی، غرغرو و منفی بین و عصبی هستم. تحمل زندگی یلخی و بی ضابطه آدمها با استاندارهای چندگانه را ندارم حتی اگر یکی از آنها باشم. اختلالی که تا امروز نتوانسته‌ام برطرفش کنم... این است که به نظرم می‌رسد بچه‌ها بیش از اینکه کتاب بخوانند بهتر است بازی کنند و تعامل را جای تنزه طلبی ناشی از زیاد کتاب خواندن و فرق داشتن با بقیه (بهتر بودن) بیاموزند.
 ·  Translate
View original post
12
Add a comment...

Ardeshir T

Shared publicly  - 
 
آسیمه سر از درون مسجد
تا سر در آن سرا دویدند
ایمان و امان به سرعت برق
می‌رفت که مومنین رسیدند

با حضور دقیقه ۹۰ پلیس امنیت، مراسم "فشن شویی" که به‌مناسبت افتتاح یک برند پوشاک آمریکایی در یکی از مجتمع‌های تجاری شمال شهر درحال برگزاری بود، لغو شد.

به گزارش خبرنگار انتظامی خبرگزاری تسنیم، شب گذشته مراسم "فشن شویی" که قرار بود به‌مناسبت افتتاح نمایندگی برند levis در یکی از مجتمع‌های تجاری شمال شهر تهران برگزار شود، با مداخله پلیس لغو شد.

بر اساس این گزارش در مراسم افتتاحیه این برند آمریکایی قرار بود تعدادی از مانکن‌های معروف تهران با قدم زدن به‌روی فرش قرمز، لباس‌های این برند را در "شوی زنده" به نمایش بگذارند.

این مراسم که قرار بود در ساعت 22 شب گذشته در مجتمع تجاری روشا برگزار شود با دخالت پلیس امنیت تهران بزرگ لغو شد و برگزارکنندگان این مراسم، علت لغو"فشن شو" مذکور را نقص فنی عنوان کردند و از جمعیت حاضر در این مراسم خواستند تا هرچه سریعتر محل مراسم را ترک کنند.

بنابر این گزارش جمعیتی بالغ بر 150 نفر برای دیدن این "فشن شوی زنده" در این مجتمع حضور داشتند.

این در حالی است که تخلفات این مجتمع جدیدالتأسیس پیش از این نیز خبرساز شده بود و اعتراض تعدادی از اعضای شورای شهر را در خصوص تخلفات ساختمانی این مجتمع به‌دنبال داشت و به‌گفته مجتبی شاکری رییس کمیته فرهنگی شورای شهر پایتخت، پرونده این مجتمع در کمیسیون ماده 100 در حال بررسی است.
 ·  Translate
با حضور دقیقه ۹۰ پلیس امنیت، مراسم "فشن شویی" که به‌مناسبت افتتاح یک برند پوشاک آمریکایی در یکی از مجتمع‌های تجاری شمال شهر درحال برگزاری بود، لغو شد.
20
1
Add a comment...

Ardeshir T

Shared publicly  - 
 
 
•آیت‌الله مکارم شیرازی؛ ۱۱ بهمن ۵۷؛ یک روز قبل از بازگشت آیت‌الله خمینی به ایران:
«...حتی پیروان سایر مکتب‌ها و مذهب‌ها به‌هیچ‌وجه تحت فشار برای تغییر عقیده قرار نخواهند گرفت. صریحاً اعلام می‌کنم آنها که مطبوعات را در ذکر مطالب تحت فشار قرارمی‌دهند قطعاً از ما نیستند...»
(روزنامۀ کیهان، ش ۱۰۶۲۶)
•همان آیت‌الله مکارم؛ ۳۸ سال بعد؛ ۲۷ اردیبهشت ۹۵:
«دیدار با بهائیان از نظر قانونی جرم بوده و قابل تعقیب است و باید پیگیری شود... منتظر بودم که ببینم آیا در این خصوص اعتراضی می‌شود یا خیر که دیدم خبری نیست تا اینکه شنیدیم پدر او اعتراض ملایمی داشته است و جای شکرش باقی است ولی باید پرسید چرا دیگران سکوت کردند».
•پی‌نوشت:
صداقت و وفای به عهدِ «عدم فشار برای تغییر عقیده» پیشکش! کسی را برای دیدار با دیگری مجازات نکنید.
•عكس: ناصر مكارم شيرازى در كنار برادرِ آيت‌الله خمینی. قم
 ·  Translate
•آیت‌الله مکارم شیرازی؛ ۱۱ بهمن ۵۷؛ یک روز قبل از بازگشت آیت‌الله خمینی به ایران: «...حتی پیروان سایر مکتب‌ها و مذهب‌ها به‌هیچ‌وجه تحت فشار برای تغییر...
6 comments on original post
16
Add a comment...
People
Have him in circles
10,667 people
‫احمد شمس‬‎'s profile photo
Abji Bozorge's profile photo
mojtaba makki's profile photo
mohsen salehi's profile photo
Hadi Teymori's profile photo
Kimia Ertebatat's profile photo
Ali Najaf Zadeh's profile photo
‫قارا مّمدعلى‬‎'s profile photo
hamid ghafari's profile photo
Work
Occupation
Miner!
Basic Information
Gender
Male
Birthday
September 5
Relationship
Married
Story
Tagline
One man band!
Places
Map of the places this user has livedMap of the places this user has livedMap of the places this user has lived
Currently
Tehran
Links