📌 گفته می‌شود با مرخصی آرش صادقی و همسرش موافقت شده است. اگر پیش از اتفاقی که دو روز گذشته در توییتر افتاد این موافقت صورت گرفته بود،‌ من اینجا، تمام قد از این اتفاق دفاع می‌کردم و بابت این کار پسندیده به احترام مقامات قضایی کلاه از سر برمیداشتم. اما حالا که یک عده در توییتر سروصدا به پا کرده اند و این اتفاق افتاده است ترجیح می‌دهم پیام‌های این اتفاق را مرور کنم. پیام‌های این اتفاق به نظر من به عنوان یک جوانِ نگران برای اعتبار قوه قضاییه:

🔻 احکام صادر شده توسط برخی قضات، آنچنان سُست است که جای هیچ دفاعی ندارد. تا آنجا که در مواجهه با شبهات پیرامون یک حکم فقط می‌توان سکوت کرد. فقط سکوت. هیچ جایی برای توضیح پیرامون موضوع وجود ندارد.

🔻 در برخی موارد اهمیتِ جان یک انسان (که در اعتصاب غذاست) وابسته به فشار رسانه‌ای‌ست. نه قوانین. نه مقررات. نه شرع. این موضوع فقط آنگاه دارای اهمیت می‌شود که گروهی افراد با هدف‌های سیاسی همراه با منافقینی که دست‌شان تا مرفق به خون هموطنانم آشناست شروع به سروصدا کنند.

🔻 هرگاه شایعه‌ای پخش شد، نیازی نیست منتظرِ شفاف‌سازی باشید. با رسانه‌های اجتماعی همراه شوید. ممکن است بتوانید جان یک انسان را نجات دهید!

🔻 فشار رسانه‌ای جواب می‌دهد. تجارتِ زدوبند رسانه‌ای راه بیندازید. احتمالاً از حالا به بعد رسانه‌های خارجی که از فشار رسانه‌ای ناامید بودند مشتری پروپاقرص شما خواهند شد. دیده‌بان‌های حقوق بشری هم را فراموش نکنید. پول خوبی می‌دهند!

🔻 در موارد مشابه، می‌توان برای هر متهمی، چنین رویه‌ای را تکرار کرد. اگر جواب نداد می‌توان این فشار را تشدید کرد. یا در صورت لزوم به خارج از فضای مجازی کشاند. ولو آن‌که متهم مرتکب جرائمی شده باشد که مستحق حبس‌های طولانی مدت باشد.

حالا شما اگر یک وکیل باشید، برای دفاع از موکلتان بجای استفاده از قوانین متعدد و راه‌گشا و گفتگو با مسئولینِ دلسوز به سراغ شبکه‌های اجتماعی نمی‌روید؟ وقتی فشار رسانه‌ای این‌چنین سریع جواب مید‌هد، چرا که نه! نگران این هم نباشید که عدالت کجاست دقیقا؟

https://telegram.me/joinchat/Bo4UbT4eC7EgXLh10nLgpg
Shared publiclyView activity