Profile cover photo
Profile photo
‫مجله اینترنتی سفید‬‎
40 followers -
مجله ی اینترنتی برای سرگرمی های خوندنی، تماشا کردنی و یادگرفتنی
مجله ی اینترنتی برای سرگرمی های خوندنی، تماشا کردنی و یادگرفتنی

40 followers
About
Posts

Post is pinned.Post has attachment
http://3feed.ir/
Spread the word
Add a comment...

Post has attachment

اواخر سال ۱۹۵۹، لی لاک‌وود که یک عکاس خبری بود به کوبا رفت تا از نزدیک شاهد پایان یافتن رژیم باتیستا باشد. بعد از جست‌وجوی فراوان، او با فیدل کاسترو #castro روبرو شد که به تازگی قدرت را به دست گرفته بود. این دو سریعا با هم صمیمی شدند و در سفرهای بعدی در طول دهه‌ی بعد، کاسترو به لاک‌وود اجازه داد تا دسترسی نامحدودی به این کشور داشته باشد؛ در ۱۹۶۵، این دو یک مصاحبه‌ی ماراتونی هفت روزه داشتند. این مصاحبه که اولین بار در ۱۹۶۷ منتشر شد، تصویر لاک‌وود از کاسترو را نشان می‌دهد و احتمالا جذاب‌ترین سندی است که تابه‌امروز از این شخصیت به تصویر درآمده است. لاک‌وود در ۲۰۱۰ از دنیا رفت؛ ماه گذشته، به دنبال آغاز دور جدیدی از روابط آمریکا و کوبا که فرصت جدا نادری بود، مجله‌ی Taschen این مصاحبه را با عنوان «کاسترو در کوبا: نگاه یک خبرنگار آمریکایی از درون، ۱۹۵۹-۱۹۶۹» مجددا منتشر کرد و صدها قطعه عکس هم کنار آن قرار داد که بسیاری از آن‌ها تا پیش از این منتشر نشده بودند. بریده‌ی زیر، نظرات کاسترو در باب ادبیات، هنر و فرهنگ در کوبا را پوشش می‌دهد.
Add a comment...

Post has attachment
اگر از زبان برای ارتباط با دیگر انسان‌ها استفاده می‌کنید(که اگر چنین نیست پیشنهاد می‌کنم امتحانش کنید) احتمالاً متوجه شده‌اید که در برخورد روزمره به انواعی از یک زبان واحد برمی‌خوریم. مثلاً سر میز صبحانه زبانی که ازش استفاده می‌کنیم صمیمانه و درعین حال مودبانه است. در صورتی که هنگام تماشای فوتبال با همان آدم‌هایی که سر میز صبحانه بودند، از زبانی خصمانه و بی‌ادبانه استفاده می‌کنیم. احساسمان به آن آدم‌ها عوض نشده. منتها شرایط فرق کرده. مشخصاً این زبان دومی را نمی‌شود توی اداره و دانشگاه و مدرسه به کار برد.
Add a comment...

Post has attachment
همین حالا به قفسه‌ی کتاب‌هایتان نگاه بیندازید، به فولدر فیلم‌هایی که پاک نکرده‌اید، به گیم‌هایی که بازی کرده‌اید. کدامشان در یک آرمانشهر بی‌نقص و پرابهت می‌گذرند که به معنای واقعی کلمه بهشت باشد؟
چرا ما چنین داستانی نمی‌خوانیم. چنین فیلمی نمی‌بینیم. و چنین گیمی را دنبال نمی‌کنیم. چرا بر عکس قرن نوزدهم، ما دنبال دیستوپیاهاییم(حال که در جهانی به مراتب بهتر زندگی می‌کنیم). ما حکومت پلیسی‌ای مثل “۱۹۸۴” را می‌خوانیم. “فارنهایت ۴۵۱” می‌خوانیم. ما عاشق مدینه‌های فاسده‌ای هستیم که سایبرپانک‌ها و علمی‌تخیلی‌ها به ما عرضه می‌کنند. ما دنیاهای گندی همچون “ماتریکس” را می‌بینیم، “برزیل” را می‌بینیم. “تعادل” و “ترومن شو” برایمان جذاب هستند. ما عاشق شهری هستیم که در “بلیدرانر” می‌بینیم، در “گزارش اقلیت” می‌بینیم.
Add a comment...

Post has attachment
آرمان سلاح‌ورزی(متولد سال 1365) فعّالِ ادبیات ژانری در ایران و از اولین نویسنده‌های جدیِ داستان‌های علمی‌تخیلی، پانک و نوآر است. پرونده‌ی پیشِ رو، شامل فرازهایی از «پرندگان شر»، رمان بلند آرمان سلاح‌ورزی، و گفت‌و‌گویی با او در باب مسئله‌ی قصه‌نویسی علمی‌تخیلی و اهمیت حضور داستان‌های ژانری با رویکرد تجربی و رادیکال در فضای خشک و ساکن ادبیات خلاقه‌ی ایران خواهد بود.

سلاح‌ورزی با سابقه‌ی دو دوره‌ داوری مرحله‌ی نهایی جایزه‌ی «هنر و ادبیات گمانه‌زن» و ایفای نقش به عنوان دبیر این جایزه در آخرین دوره (سال 1391) از معدود فعالان جدی این عرصه به شمار می‌آید. همچنین در اولین سال برگزاری مسابقه‌ی «ادبیات علمی‌تخیلی و فانتزی» در سال 1384 از داستان کوتاه سلاح‌ورزی، «در انتظار آینده»، به عنوان داستان برگزیده در بخش نوآوری و سبک خاص داستانی، تقدیر گردید؛ که این امر خود بیانگر رویکرد متفاوت او به این گونه از ادبیات می‌باشد. داستان‌های کوتاه دیگر او نیز عمدتاً جز نامزدهای مرحله‌ی نهایی مسابقه‌ی هنر و ادبیات گمانه‌زن بوده‌اند. داستان‌هایی چون «اهواز نوآر» و «مصیبت به روایت آر.بی و چند داستان دیگر» که تلاش‌های چشم‌گیری برای تولید داستان‌های کوتاه سایبرپانک و ساینس‌فَنتِزی با نگرشِ منحصر به فردی در ادبیات فارسی بوده‌اند.

«پرندگان شر» اما مهم‌ترین و به‌ثمر نشسته‌ترین تلاش آرمان سلاح‌ورزی برای تحقق آن تجربه‌ی رادیکالی‌ست که تلاش داشته در حوزه‌ی ساب‌ژانرهای متأخرترِ ژانر علمی‌تخیلی، پیاده کند. در این پرونده گوشه‌هایی پراکنده از این رمان بلند را خواهیم خواند(که تا کنون در جای دیگری منتشر نشده‌اند) و منطق مسلط بر چنین رمان‌هایی را بررسی خواهیم کرد. رمان‌هنوز‌چاپ‌نشده‌ای که به لحاظ، تجربه‌ی زبانی، محتوای بصری و منطق داستانی، احتمالاً با هر آن‌چه تا به حال در ادبیات فارسی خوانده‌اید، تفاوت خواهد داشت.
Add a comment...

Post has attachment
با نزدیک شدن ارتش سرخ و ارتش متفقین به برلین، آمار خودکشی آلمانی‌ها بالا رفت. هزاران نفر از مردم آلمان که مرگ را به زندگی در اسارت متفقین ترجیح می‌دادند در بهار ۱۹۴۵ دست به خودکشی زدند. طبق آمار ثبت شده ۳۸۸۱ نفر در طول ماه آوریل و نبرد برلین دست به خودکشی زدند. البته این آمار چندان دقیق نیست و احتمال می‌رود بسیار کمتر از آمار حقیقی باشد. هرچند تاریخ‌دانان بسیاری دلیل این خودکشی‌های دسته‌جمعی را وحشت از ارتش سرخ اعلام کرده‌اند، خودکشی در شهرهایی که به دست بریتانیا و آمریکا فتح شده بودند هم گزارش شده است.
Add a comment...

Post has attachment
خیلی وقت‌ها باور ما در مورد یک هیولا وقتی جریان اصلی باور می‌شود که فیلم خاصی اقبال عمومی بیشتری داشته باشد یا به طرفدارانش سرویس بهتری بدهد. مثلاً الف‌ها دیگر گوش نوک تیز و موی بلند صاف دارند. هرقدر هم تلاش کنیم نمی‌توانیم این تصویر را تغییر بدهیم. این دیگر بخشی از باور ما نسبت به الف‌هاست. از این رو کتابِ عجایب‌المخلوقاتی که در قرن ۲۱ و در سال ۲۰۱۶ نوشته شود، در توصیفش از اژدها، الف، دورف، زامبی، اسب تک‌شاخ و هیولای اسپاگتی پرنده، وابسته‌ی تولیدات ژانری به خصوص سینمای ژانر است. یا حداقل نمی‌توان نقش سینما را در تصور ما از این هیولاها نادیده گرفت.
Add a comment...

Post has attachment
چندی پیش در حال پر کردن یک پرسشنامه برای یک سایت سرشمار بودم در مورد این که در آینده مشتاقید چه بازی‌هایی را ببینید. و هر قدر لیست را بالا و پایین کردم دیدم مشتاق دیدن هیچ کدام‌شان نیستم. به خصوص بازی‌هایی مثل Guild Wars 2 یا بازی‌های ام ام او آر پی جی جدیدی که توی لیست دیدم.

همین موضوع مرا به فکر انداخت. آخر من از چه چیز Guild Wars اینقدر عمیقاً متنفرم؟ و وقتی می‌گویم متنفرم یعنی تبلیغش را به گوگل ریپورت کردم که دیگر هرگز نبینمش. چون به نظرم تنها نسخه‌ی چیپ و ساده شده‌ی ورلد آو وارکرفت است و به جای این که روی عناصر داستانی و Lore یا همان ماجراهای تاریخی و پس‌زمینه‌ی داستان سرمایه‌گذاری کرده باشد، سناریویی کوتاه و ساده دارد و تمام قوتش را صرف بخش طراحی شخصیت کرده است. طراحی شخصیتی که جز جنبه‌ی بصری‌اش هیچ تأثیری در بازی ندارد.
Add a comment...

Post has attachment
پیورتان‌ها رسته‌ای از تئولوژیست‌های تبعیدی به آمریکا بودند در زمان مری اول. این‌ها معتقد بودند که کلیسا را باید از مظاهر کاتالسیسم شست و پاک کرد. به این معنی که جنبش پروتستان در کلیسای انگلستان ناقص بوده و نیاز است پاکسازی مومنانه‌تری رخ دهد. پیورتان اصطلاحی توهین‌آمیز بوده‌است. در اصطلاح یعنی وقتی شما باور داشته باشید که لذت‌بردن از زندگی مفهومی شیطانی است. از این جهت پیورتان‌های انگلیسی شباهت بسیاری با کاتارسیست‌های فرانسوی دارند.

تبعید موج اول پیورتان‌ها به آمریکا باعث می‌شود جوامعی در کلنی‌های اولیه ایجاد شوند که مذهب غالبشان پروتستان و پیورتان است. می‌توانید تصور کنید زندگی در جامعه‌ای که هر نوع لذت بردن از زندگی را حرام و غیرقانونی می‌داند چطور است. افسانه‌های بسیاری هم پیرامون روش زندگی پیورتان‌ها شکل گرفت. برخی دروغ و برخی واقعی. از جمله سوزاندن زنان به بهانه‌ی جادوپیشگی در دادگاه‌های سیلم.
Add a comment...

Post has attachment
در رده‌بندی شاخه‌های ادبی، عبارت افسانه (به انگلیسی Legend و در آلمانی Legende) معنایی محدودتر از آن مفهوم عام دارد که به هرگونه روایت غیرواقعی اطلاق می‌شود. کلمه‌ای که ریشه‌ی آن در زبان لاتین میانه legenda به معنای «آنچه خواندنی است» در محافل تخصصی به مجموعه‌ای از متون روایی مذهبی اشاره دارد که حول شخصیت‌های عیسی مسیح، مریم مقدس، حواریون، شهدای مسیحیت و قدیسان شکل گرفته‌اند.

بندیکت کنراد فولمان، دانشمند علم‌اللغه آلمانی قرن بیستم، مفهوم این شاخه‌ی ادبی را حتی از حوزه‌ی مسیحیت نیز فراتر تعریف کرده و از افسانه‌های بودایی نیز سخن می‌راند و حکایات حول دلاوری‌های علی ابن ابی‌طالب را نیز تحت همین عنوان قابل بررسی می‌داند. با این تعریف گسترش‌یافته شاید بتوان تذکره‌های ادبیات فارسی (مثلاً تذکره الاولیا) را معادلی برای افسانه دانست.
Add a comment...
Wait while more posts are being loaded