Profile cover photo
Profile photo
خانه موفقیت
19 followers -
موفقیت در زندگی
موفقیت در زندگی

19 followers
About
Posts

Post has attachment
آبراهام مازلو، یکی از پیشگامان حرکت بالقوه انسان‌ها، درزمینهٔ انگیزه دادن به اشخاص مطالعات جالبی صورت داده است. برای او جالب بود که چه عواملی به انسان‌ها انگیزه می‌دهند تا به‌رغم همه موانع و مشکلات بتوانند کارشان را انجام دهند و به خواسته‌هایشان برسند. نمودار زیر سلسله‌مراتب نیاز‌های انسانی را مشخص می‌سازد و توضیح می‌دهد چه عواملی به اشخاص انگیزه می‌دهند.


مازلو به این نتیجه رسید که انسان‌ها در تمام مدت عمر خود خواهان دستیابی به نیاز‌های ارضا نشده خود هستند. او اشخاص را در یک سلسله‌مراتب طبقه‌بندی کرد. نیاز‌های همگان از پایین نمودار شروع می‌شود و به سمت بالا امتداد پیدا می‌کند. این الگو در بسیاری از دوره‌های آموزش مدیریت تدریس می‌شود؛ اما الگوی مازلو به‌مراتب پا فراتر از حد کار و حیطه آن می‌گذارد و به قلب انسانیت می‌رسد.

مازلو معتقد بود هر کس ابتدا باید نیاز‌های فیزیولوژیکی خود را برطرف سازد؛ نیاز به هوا، غذا، خواب غیره. تنها وقتی این نیاز‌ها برطرف شده باشند شخص می‌تواند برحسب نیاز یک طبقه بالاتر برود. شما به‌عنوان یکی از اعضای جامعه مدرن درزمینهٔ‌ این نیاز‌های اولیه تأمین‌شده‌اید؛ اما اگر به زیرآب بروید و با مشکل هوا روبه‌رو شوید می‌دانید که چگونه این نیاز فیزیولوژیکی بر سایر ابعاد نیاز‌های شما اولویت پیدا می‌کند.

وقتی نیاز‌های فیزیولوژیکی شما برطرف می‌شوند، خود‌به‌خود سطح بالا‌تر می‌روید و به نیاز ایمنی می‌رسید. حالا این نیاز است که بر شما چیره می‌شود. بار دیگر جامعه مدرن محیط ایمنی در اختیارتان قرار می‌دهد تا از امنیت و ایمنی برخوردار باشید؛ اما هرگاه احساس تردید کردید، مجبورید ابتدا این تهدید را از میان بردارید و بعد به سلسله‌مراتب بعدی یعنی عشق برسید.

در مرحله بعدی، نیاز به عشق مطرح می‌شود. می‌خواهید دوست بدارید و دیگران هم شمارا دوست بدارند. اگر احساس انزوا و تنهایی بکنید، نمی‌توانید به مرحله بالایی یعنی عزت و حرمت نفس برسید.

در سطح بعدی سلسله‌مراتب نیاز‌ها، به عزت‌نفس می‌رسید. ممکن است قبلاً این موضوع برایتان مهم نبوده، اما در این مقطع اهمیت فراوان پیدا می‌کند.

و سرانجام، وقتی مراحل قبلی را با موفقیت پشت سر گذاشتید، به مرحله آخر می‌رسید که مرحله‌ خود شکوفایی است. هرچه آن چیز‌هایی را که به شما انگیزه بیشتری می‌دهند بهتر درک کنید، بیشتر می‌توانید به انگیزه‌های لازم دست پیدا کنید.
Add a comment...

Post has attachment
متأسفانه عده‌ی زیادی از مردم اصلاً خودشان را دوست ندارند و از زندگی و شرایط فیزیکی بدن خود راضی نیستند. فکر می‌کنید این‌همه استرس و ناامیدی و عدم موفقیت در کارهای چیست؟ به‌جرئت می‌توان گفت دوست‌نداشتن خود است. اگر ما بتوانیم جسم خود را دوست بداریم؛ حتماً برای سلامتی آن‌هم اقدام خواهیم کرد. وقتی شما احساس خوبی نسبت به خود نداشته باشید این پیغام، از مغز به تمام سلول‌های بدن ارسال می‌شود و سلول‌های بدن بر اساس برنامه‌ای که از مغز گرفته‌اند، شمارا در شرایطی قرار می‌دهند که انگیزه کافی برای زندگی کردن را نداشته باشید.



می‌توان تأثیرات منفی ازجمله:

بیماری
استرس
ناتوانی جسمی
عدم تمرکز

بی‌هدفی و… را در برداشت. همین یک احساس نسبت به خود، ببینید چه تغییراتی در زندگی شما ایجاد می‌کند. ممکن است چاق باشید و از این وضعیت جسمی خود اصلاً راضی نباشید؛ و مداوم غر بزنید که چرا شکم من این‌قدر بزرگ است چرا بدن زشتی دارم؛ اما دست نگه‌دارید با این کار و این نوع تفکر نه می‌توانید از این وضعیت خلاص شوید و نا احساس آرامش داشته باشید.
هرچقدر هم غر بزنید و از اتفاقات، احساس ناراحتی کنید نمی‌توانید به خود کمک کنید. شاید بگوید طبیعی است، در نگاه اول بله ناراحتی شما طبیعی است اما هدف چیست؟ آیا می‌خواهید از این وضعیت خلاص شوید؟ پس باید کنترلی روی ذهن خود داشته باشید.
به‌جای اینکه به خود تلقین منفی کنید بهتر است خود را در وضعیت روحی مثبت قرار دهید.

مثلاً با جملاتی: «من خودم را دوست دارم» احساس مثبت را در خود ایجاد کنید و کم‌کم با اصول ذهنی می‌توانید وضعیت جسمی خود را به وضعیت ایدئال تبدیل کنید.



تکنیک آینه
من همیشه پیشنهاد می‌کنم برای افزایش دوست داشتن خود از تکنیک آینه، استفاده کنید. واقعاً معجزه می‌کند سعی کنید روزانه چند دقیقه جلوی آینه از خود تعریف کنید و جاهای مختلف بدن که احساس خوبی نسبت به آن ندارید را تحسین کنید و با لمس دستان خود بر روی آن مکان از احساس دوست داشتن خود نسبت به آن بگویید. وقتی ذهن شما احساس خوبی نسبت به شما داشته باشد و در وضعیت آرامش باشد بیشتر می‌تواند به شما کمک کند تا اینکه در وضعیت خوبی نباشد.
دوست داشتن خود امروزه یک تکنیک شده در علم پزشکی که بیشتر روانشناسان و روانکاوان از آن استفاده می‌کنند؛ و به بیمارانشان پیشنهاد می‌کنند که از این تکنیک برای افزایش سرعت بهبودی خود استفاده کنند.
خانه موفقیت www.roohande.com
Add a comment...

Post has attachment
خوب است بدانید که شما دو ندای درون دارید. منتقد درونی و مربی درونی، منتقد درونی حرف زدن را دوست دارد. او دائماً در حال هشدار دادن درباره‌ي عواقب کارهایی است که انجام می‌دهید.

منتقد درونی حاضر است از بدترین راه‌ها استفاده کند تا شمارا از رسیدن به آرزوهای قلبی که با بی‌پروایی به دنبالشان هستید، بازدارد. منتقد درونی واقعیت را طوری عوض می‌کند که تنها روی کارهایی که نمی‌توانید انجام دهید تمرکز می‌کنید. او نمی‌ترسد که به شما بگوید به‌اندازه‌ی کافی خوب نیستید یا احمق هستید.

خبر خوب این است که مربی‌ای درونی هم دارید که به شما انگیزه می‌دهد و تشویقتان می‌کند پیشرفت کنید. مربی درونی‌تان از آینده حرف می‌زند. او درباره‌ی شمایی حرف می‌زند که دوست دارید باشید و با خوشحالی به شما می‌گوید همه‌چیز به‌خوبی پیش خواهد رفت. درست است شما چالش‌های سختی را پشت سر گذاشتید و در دوره‌هایی از زندگی ناراحت و فرسوده بودید؛ اما مربی درونی‌تان درگذشته به دنبال روزهای شادی، رشد، عشق و موفقیت می‌گردد. حتی تجربه‌هایی که فکر می‌کردید ناگوار و تلخ‌اند بعدها به تجربه‌هایی شیرین تبدیل شدند.



برای مثال اخراج شدن از کار باعث شد تغییری اساسی در نوع کارتان بدهید و استعدادهای درونی‌تان را کشف کنید. وظیفه‌ی مربی درونی این است که شمارا تشویق کند با اقداماتی مثبت در زمان حال، آینده‌ای عالی خلق کنید. مربی درونی می‌خواهد به شما بگوید که می‌توانید به خودتان اطمینان کنید؛ چون تا زمانی که کارهای مثبتی انجام می‌دهید، همه‌چیز در مسیری درست پیش می‌رود. می‌توانید هر اشتباهی را جبران کنید و به‌جای احساس بدبختی می‌توانید احساس کنید رها و آزاد و پرانرژی هستید.

ممکن است خیلی با صدای مربی درونی‌تان آشنا نباشید، چون مدتی طولانی است که فقط صدای منتقد سمج درونی‌تان را شنیده‌اید و هنگامی‌که مربی درونی‌تان چیزی می‌گوید شاید منتقد درونی بخواهد صدای او را خاموش کند و نظرات او را غیرواقعی و خودخواهانه بداند.



منتقد درونی کارش را به بهترین شکل انجام می‌دهد و ما را برای نگرانی، بدبینی و تردید راضی می‌کند. منتقد درونی می‌گوید که خوش‌بینی و اعتماد‌به‌نفس توهمی بیش نیست. منتقد درونی و مربی درونی هر دو درون ما هستند و هردوی آن‌ها ارزش‌های خاص خودشان رادارند. گاهی منتقد درونی چیزی می‌گوید که توجه به آن می‌تواند سودمند باشد. (منتقد درونی معمولاً با بخش یا ذره‌ای از حقیقت شروع می‌کند و شمارا به مکالمه‌ای می‌کشاند که درنهایت در شما احساس گناه به وجود می‌آورد.)


ممکن است حتی ندانید که می‌توانید به مربی درونی‌تان اعتماد کنید. ممکن است اختیار کل زندگی‌تان را به منتقد درونی‌تان داده باشید؛ طوری که از خود اختیاری نداشته باشید. می‌توانید نقش‌های منتقد و مربی درونی‌تان را طوری عوض کنید که اختیار زندگی‌تان را به مربی درونی بدهید و منتقد درونی فقط با نظارت خودتان حق اظهارنظر داشته باشد.



گوش دادن به ندای درون
مربی درونی‌تان درست مثل مربی حرفه‌ای که با او کار می‌کنید شمارا به شیوه‌های زیر حمایت می‌کند:
شمارا تشویق می‌کند هدف‌هایی انگیزه‌بخش و چالش‌برانگیز تعیین کنید
باور دارد که می‌توانید این کار را بکنید!
بهترین‌ها را از شما انتظار دارد و می‌داند می‌توانید انتظار او را برآورده کنید
انتخاب‌های مختلفی را با شما برسی می‌کند
کمک می‌کند برنامه‌ای عملی طرح کنید که برایتان کارایی داشته باشد
شمارا در حال پیشرفت نگه‌می‌دارد
موفقیت‌هایتان را تحسین می‌کند
از رسیدن به نتایج مثبت خوشحال می‌شود


منتقد درونی در نقطه‌ی مقابل شمارا در دور معیوبی نگه‌می‌دارد که به‌جایی نمی‌رسد و درست عکسِ تمامی موارد بالا را انجام می‌دهد.

ترجیح می‌دهید به کدام‌یک از این دو ندا گوش دهید؟
http://roohande.com
Add a comment...

Post has attachment
دلایل عدم موفقیت می‌تواند موارد زیادی باشد؛ اما یکی از مهم‌ترین آن‌ها که باعث می‌شود ما در زندگی خود پیشرفت نکنیم توجه به حرف مردم است؛ اما ممکن است در همین لحظه سؤالی برای شما پیش‌آمده باشد که مگر می‌شود به حرف مردم گوش ندهیم؟ و بگویید مثلاً یک مدیر کارخانه برای کیفیت و افزایش فروش و رضایت مشتری خود باید حتماً به حرف مشتریان خود گوش دهد تا بتواند محصولی باکیفیت تولید کند.

منظور ما از ندادیدِ گرفتن حرف مردم این نیست بلکه یک نوع تفکر است که با آن باعث می‌شود ما به آرامش ذهنی و موفقیت برسیم در ادامه مقاله کاملاً این موضوع را برای شما باز می‌کنم تا کاملاً متوجه شوید.



داستانی جالب
روزی مردی به همراه فرزند خود تصمیم می‌گیرند برای فروش الاغ خود به شهر بروند. آن‌ها هر دو بر روی الاغ سوا شدند و به سمت شهر حرکت کردند. درراه‌ی که طی می‌کردند از روستایی عبور کردند که مردم آن روستا باحالت تمسخر به آن‌ها می‌گفتند شما چقدر نادان هستید که در این هوای گرم الاغ بیچاره باید وزن شما دو نفر را تحمل کند تا شما در آسایش باشید. مرد و فرزند هر دو از الاغ پیاده شدند و در روستای بعدی مردم آن روستا به آن‌ها می‌گفتند شما چقدر نادان هستید، در این هوای گرم بااینکه الاغ‌دارید پیاده می‌روید.

مرد، فرزند خود را سوار بر الاغ کرد و خود او پیاده تا اینکه الاغ زیاد خسته نشود. در روستای بعدی مردم آن روستا باز آن‌ها را مسخره کردند و گفتند ببینید مرده بیچاره پیاده و فرزند خود را سوار بر الاغ کرده، مرد جای خود را با فرزند خود تغییر داد خود بر روی الاغ و فرزند او پیاده. در روستای بعدی مردم باز آن‌ها را مسخره کردند و گفتند ببینید این مرد چقدر سنگدل است فرزند بیچاره پیاده و خود بر الاغ سوار است. مرد بسیار از این رفتار مردم عصبانی شده بود از الاغ پیاده شد و با کمک فرزند خود الاغ را بر روی شانه‌های خود گذاشتند و وقتی به شهر رسیدند فردی را که خریدار الاغ بود به آن‌ها گفت شما واقعاً نادان هستید با این‌که الاغ‌دارید اما سوار بر او نشدید ممکن است این الاغ مشکل داشته باشد پس من آن را از شما نمی‌خرم.

نکته کلیدی در این داستان این است که اگر قرار باشد به حرف مردم گوش دهید هم از زندگی خود عقب می‌مانید و هم روح و روان شما ناآرام است.



آما چه کنیم؟
واقعیت این است که هر انسان بر اساس باورها و اعتقادات خود تصمیم می‌گیرد. اگر قرار باشد که همیشه توجه و تمرکز خود را بر روی خواسته دیگران که چه می‌گویند و چگونه در مورد شما فکر می‌کنند بگذارید خواهید دید که از اهداف خود دور می‌شوید. البته اگر واقعاً می‌خواهید متفاوت زندگی کنید و به اهدافی مشخص در زندگی خود برسید سعی کنید به حرف مردم توجه نکنید و با تجزیه و تحلیل منطقی راه خود را بروید. خواهید دید که چقدر سرعت شما در موفقیت و پیشرفت افزایش پیدا می‌کند.

یکی دیگر از مهم‌ترین نکات این است که سعی نکنید مقابله کنید افراد قدرتمند با یک لبخند به افرادی که حرف‌های حاشیه‌ای می‌گویند می‌زنند. و افراد را از خود نمی‌رنجانند لبخند به معنی این نیست که شما آن حرف را قبول دارید بلکه به‌نوعی پایان دادن به آن بحث است. اگر قرار باشد شما مقابله کنید باز تمرکز و توجه خود را به سمت دیگری می‌برید که خود این باعث می‌شود از هدف اصلی خود فاصله بگیرید.

کلید

برای این‌که بتوانید به آن هدف مشخص ذهنی خود برسید باید تمام توجه خود را بر روی آن بگذارید و از هرگونه اتفاقی که باعث می‌شود توجه شما را از روی هدف اصلی خارج کند، دوری‌کنید. سعی کنید بیشتر با انسان‌هایی رابطه برقرار کنید که زیاد مانع موفقیت شما نمی‌شوند و شمارا از راهی که می‌خواهید بروید دلسرد نمی‌کنند.
Add a comment...

Post has attachment
اعتماد‌به‌نفس یک مهارت تمرینی فکری است؛ که می‌توان آن را افزایش داد. گاه ممکن است که این اعتماد‌به‌نفس با رویدادهای غیرمنتظره تخریب شود. مهم‌ترین بخش همین است که بتوانید در این مواقع از اعتماد‌به‌نفس خود حمایت کنید. شاید در گام‌های اول کمی مشکل باشد اما با تمرین و تمرکز می‌توانید آن را حفظ کنید.

پیش‌بینی و در انتظار بودن به حفظ اعتماد‌به‌نفس کمک می‌کند. به‌عبارت‌دیگر، باید به این فکر کنید که چه تحولاتی در پیش هستند و خود را برای روبه‌رو شدن با این تحولات آماده‌سازید.

خوب است که همیشه به چالش‌هایی که پیش رو دارد، توجه کنید. بدین منظور، می‌توانید با یکی از دوستان و یا مشاور موضوع را برسی کنید. به‌عنوان اقدامی برای رسیدن به این سطح از آمادگی، یا یوگا بهره بگیرید. هدف این است که بتوانید به تمرکز لازم دست پیدا کنید.

اما در مواقعی نیز ممکن است به‌طور غیرمنتظره با یک بحران روبه‌رو شوید. مثلاً ممکن است یکی از عزیزانتان به‌شدت بیمار شود و یا شغلتان را از دست بدهید، یا ازدواجتان فروبپاشد. همه این‌ها می‌تواند اسباب شگفتی و حیرت شوند و سبب گردند که از خود واکنش فروی نشان بدهند.



به چند نکته زیر توجه کنید.
با هرروز به‌تنهایی برخورد کنید. این کار ساده‌تر از آن است که هم‌زمان به حوادث احتمالی هفته یا ماه‌ها بعد توجه کنید.
از اشخاص حمایتگر بهره بگیرید. به هنگام بحران بی‌جهت انرژی خود را صرف کسانی که نمی‌توانند به شما کمک بکنند، نکنید.
از قبول فعالیت‌ها و مسئولیت‌های غیرضروری خودداری ورزید. به آنچه به‌واقع مهم است توجه کنید.
به تصاویر وسیع‌تر فکر کنید. موفقیت‌های تاکنون خود را در نظر بگیرید.
به خود یادآور شوید که در پایان کار همه‌چیز به خیروخوشی برگزار می‌شود. از تلقین‌های مثبت استفاده کنید.
به خود پاداش و هدیه بدهید. مجبور نیستید هدایای گران‌قیمتی تهیه کنید، می‌توانید برای موفقیت‌های خود هدایای مختصر و مناسبی در نظر بگیرید.
الگوبرداری از افرادی که اعتماد‌به‌نفس بالایی دارند می‌تواند به شما کمک کند تا اعتماد‌به‌نفس خود را حفظ و ارتقاء دهید.
از خود تصویری بزرگ تجسم کنید و بگوید من یک انسان قدرتمند و بزرگ هستم هیچ‌وقت تصویر فردی ضعیف و شکست‌خورده را از خود تجسم نکنید.
Add a comment...

Post has attachment
برای اینکه در ارتباطات و روابط خود با اغلب همکارانتان موفق شوید به مهارت‌های شخصی ویژه‌ای احتیاج دارید که اغلب به آن قاطعیت داشتن می‌گویند. قاطعیت یکی از مهارت‌های آموختنی است که باید در این زمینه آموزش‌های خاص ببینید.

مربیان و متخصصان قاطعیت مدعی هستند که این مهارت‌ها در کار تجارت از هر عامل دیگری مهم‌تر هستند. جرئت آموزی می‌تواند عزت‌نفس و اعتماد‌به‌نفس شمارا افزایش دهد و از سطح استرستان بکاهد. اشخاصی که از قاطعیت برخوردارند اغلب مورداحترام دیگران هستند و تحسین می‌شوند. این اشخاص در موقعیت‌های دشوار به‌خوبی ظاهر می‌شوند و از اینکه جواب نه بدهند هراسی به دل نمی‌دهند.

اما مهارت‌های معجزه گونه‌ای که به آن اشاره می‌کنیم، کدم‌اند؟ فرض در داشتن قاطعیت این است که همه انسان‌ها باهم برابرند و هر کس مسئول است که نیازها و حقوق شخصی خود حراست کند.



اصول قاطعیت به خرج دادن به‌قرار زیر است:
خود و دیگران را برابر می‌دانید.
می‌توانید به انتخاب خود به هرکسی آری یا نه بگویید.
از حقوق انسانی خود دفاع می‌کنید. روی پای خود می‌ایستید و حرفتان را می‌زنید.
مسئولیتی در قبال نیازهای خود بر عهده می‌گیرید و کاری می‌کنید که این نیازها برطرف شوند.
مسئولیتی در قبال کار و اهتمام خود بر عهده می‌گیرید. از اینکه به اشتباهات خود اذعان کنید هراسی به دل راه نمی‌دهید و به‌راحتی تقاضای کمک می‌کنید.
احساسات و اندیشه‌های خود را، مثبت یا منفی، صادقانه ابراز می‌کنید و متقابلاً به دیگران هم این حق را می‌دهید.
می‌توانید با تضادها و تعارض‌ها برخورد کنید. می‌توانید به‌دقت نیاز با آدم‌های دشوار برخورد نمایید.
صادقانه بازخورد می‌دهید و بازخورد می‌گیرید.
به‌حق دیگران که از این ویژگی‌ها برخوردار باشند احترام می‌گذارید.
Add a comment...

Post has attachment
آیا تابه‌حال شده کاری را یک مدت انجام دهید و بعد از مدتی از انجام دادن آن دلسرد شوید؟ چرا بعضی از افراد یک هفته انرژی انجام کاری رادارند بعد از یک مدت این انرژی را از دست می‌دهند، و باز مجدد به حال قبل برمی‌گردند؟ اگر نگاهی به زندگی‌ خودمان کنیم خواهیم دید که یک‌روند نزولی و صعودی را طی می‌کنم. اما چرا؟ چرا همیشه حالت صعودی نداشته باشیم و همیشه در حال پیشرفت نباشیم؟

انسان هم مانند همه موجودات زنده برای زندگی کردن نیاز به آب و غذا دارد. این برای زنده ماندن است؛ اما مغز و افکار انسان هم برای پیشرفت به چیزی نیاز دارد تا او را به حرکت درآورد تا بتواند پیشرفت کند. متأسفانه بعضی از افراد به‌جای اینکه بیشتر روی افکار و احساساتشان کار کنند انرژی خود را صرف کارهای دیگری می‌کنند. باید این را بدانید که اگر بتوانید افکار خود را کنترل کنید، می‌توانید زندگی سالم، پرانرژی و موفقی را داشته باشید.

اما هدف از نوشتن این مقاله این است که شما بتوانید همیشه انگیزه موفقیت داشته باشید تا بتوانید به سمت قله‌های موفقیت حرکت کنید؟ انسان‌های موفق بیشتر روی ذهن خود کار می‌کنند. آن‌ها خوب این قانون را می‌دانند که موفقیت از ذهن شروع می‌شود و افکار ذهنی ما تبدیل به رفتار می‌شود و رفتار هم تبدیل به عادات و عادات هم ما را در زندگی هرروز موفق‌تر و موفق‌تر می‌کند.



ذهن خودتان را شاٰرژ کنید
منظور از شارژ کردن در اصل انگیزه دادن به ذهن است که همیشه ما را سرشار از انرژی می‌کند. تا بتوانیم حرکت کنیم یک ذهن خسته نمی‌تواند حرکت کند. برای این‌که بتوانید این‌ انرژی را در خود تقویت کنید به این نکته توجه کنید. یکی از بهترین و مؤثرترین راه‌های بالا نگه‌داشتن انرژی ذهنی این است که از آموزش‌های کاربردی درزمینهٔ موفقیت استفاده کنید؛ یعنی از آموزش‌های روانشناسی موفقیت و بهبود زندگی استفاده کنید و کتاب‌های خودیار بخوانید.

این امر باعث می‌شود نه‌تنها شما همیشه انرژی و انگیزه موفقیت را داشته باشید، بلکه چیز‌های جدید هم می‌آموزید که می‌توانید با به کار بردن آن‌ها در زندگی خود راه‌ها‌ی موفقیت را آسان‌تر طی کنید. بعضی از افراد هستند که اصلاً به این قانون توجه نمی‌کنند. وقتی از آن‌ها می‌پرسیم چه کتابه جدید برای پیشرفت خود خوانده‌اید پاسخی که به شما می‌دهند این است که من همه چیو می‌دانم و می‌گویند من قبلاً چند کتاب خواندم الآن استاد شدم کسی که این حرف را می‌زند بدانید که هیچ‌چیز نمی‌داند. بزرگ‌ترین دانشمندان جهان بااین‌همه دانش و اطلاعاتی که دارند وقتی از آن‌ها بپرسید که چه چیز می‌دانید آن‌ها پاسخ می‌دهند هیچ‌چیز و می‌گویند اگر دریایی را تصور کنید ما به‌اندازه یک قطره از آن دریا می‌دانیم.

بزرگ‌ترین افراد جهان مثل دانشمندان و یا فیلسوفانی هستند که هنوز در سنین زیاد مطالعه می‌کنند و به دنبال نکته جدیدی در زندگی و جهان هستند. به شما پیشنهاد می‌کنم فیلم‌هایی که قبلاً در نزدیک‌ترین زمان ممکن با دقت مشاهده کردید را باز مجدد ببینید به شما قول می‌دهم تصاویر و یا دیالوگ‌هایی خواهید شنید و دید که قبلاً اصلاً آن‌ را نشنیده بودید حتی با نگاه کردن چندین بار، باز چیز جدیدی از آن می‌توانید بیرون بیاورید. فقط کافی است تست کنید. به همین دلیل است که بعضی از افراد یک کتاب را چندین بار مطالعه می‌کنند. به این دلیل نیست که قبلاً آن فیلم یا کتاب را با دقت برسی نکردن هرچقدر هم با دقت این کار را انجام داده باشد باز می‌تواند در آن نکته جدیدی پیدا کند. وقتی شما انگیزه را در خود تقویت می‌کنید این کار باعث می‌شود برای موفقیت حرکت کنید.



در آخر
سعی کنید همیشه خود را بروز نگه‌دارید از آموزش و اطلاعات درزمینهٔ پیشرفت و موفقیت استفاده کنید. (نه چیز‌های پوچ) افرادی که خود را همیشه بروز می‌کنند و مداوم از آموزش‌های کاربردی استفاده می‌کنند خیلی جلو‌تر از افرادی هستند که اصلاً به این موضوع توجه نمی‌کنند.
منبع خانه موفقیت www.roohande.com
Add a comment...

Post has attachment
می‌خواهم شمارا با قوانینی آشنا کنم که متأسفانه بعضی از افراد از آن استفاده نمی‌کنند و نمی‌خواهند به‌قول‌معروف غرور خود را بشکنند و از اصول اصلی یک روابط زناشویی استفاده کنند تا یک زندگی سرشار از مهر و محبت و یک روابط زناشویی بهتر داشته باشند.

وقتی‌که دو نفر تعهد می‌بندند که باهم ازدواج کنند باید اصولی را رعایت کنند. ازدواج خریدن یک لباس نیست که اگر از آن خوشتان نیامد آن را پس بدهید. باید کاملاً در انتخاب خود دقت کنید و از اصول و قوانین خاصی پیروی کنید؛ اما وقتی‌که یک ازدواج صورت گرفت چگونه می‌توانیم این رابطه را حفظ کنیم؟ داشتن یک رابطه ایدئال هیچ رؤیا نیست انسان‌های زیادی هستند که سالیان زیاد باهم زندگی کرده‌اند و هم‌اکنون مانند زمان قدیم مثل روزهای اول آشنایی همدیگر را دوست دارند.



گفت‌وگو کنید

اگر دریک رابطه‌ای هستید که در آن خشونت و ناآرامی است بهترین راه برای حفظ روابط گفتگو کردن است. گاهی دل آدم پر می‌شود و باید آن را خالی کرد؛ و افراد برای این خالی کردن به دوست و آشنایان پناه می‌برند و به قول معرف درد دل می‌کنند ولی حاضر نیستند که دو کلمه با همسر خود به گفتگو بپردازند و در گام اول بتوانند با صحبت موضوعات خود را حل کنند.

کار زیاد سختی نیست به خود این اجازه را بدهید حالا هرچقدر هم که غرور دارید این غرور را بشکنید و مشکلات و مسائل خود را با همسر خود در میان بگذارید. در این موارد شانس شما برای حل مشکل بسیار بیشتر است تا اینکه مشکلات خود را برای کسی دیگر تعریف کنید و آن فرد هم بدون هیچ‌دانشی پیشنهاد‌های غیراصولی به شما بدهد که هرچه زندگی شمارا بدتر کند البته اگر با یک روانشناس صحبت کنید بسیار بهتر است تا اینکه با یک فرد بی‌تجربه و معمولی.



بیان احساسات

یکی دیگر از مشکلات روابط زناشویی بیان نکردن احساست است. وقتی شما همسر خود را دوست دارید چرا آن را بیان نمی‌کنید؟ شاید بگویید خوش می‌داند که دوستش دارم؛ اما این نوع تفکر اشتباه است. شما باید به زبان بیاورید و به‌صورت کاملاً واضح بگویید که او را دوست دارید. گاهی این جمله در زندگی شما معجزه می‌کند. این‌یکی از بزرگ‌ترین راز‌های روابط زناشویی موفق است. افرادی که روابط زناشویی خوبی دارند هیچ جادویی در زندگی خود ندارند آن‌ها از همین قوانین کوچک استفاده می‌کنند.

دقت کنید که وقتی این جمله را می‌گوید باید بااحساس بگویید نه‌فقط مثل ضبط‌صوت آن را تکرار کنید. اگر واقعاً همسر خود را دوست ندارید بهتر است به بخش اول یعنی گفتگو بپردازید و خواسته‌‌های خود را بیان کنید که درک بیشتری از روابط خود داشته باشید.



در آخر

روابط زناشویی یک‌روند چندمرحله‌ای است این مقاله قطعه‌ کوچکی از روابط است که بامطالعه بیشتر درزمینهٔ روابط همین قطعات کوچک را کنار هم بچسبانید زندگی شما یک زندگی ایدئال می‌شود. در مقالات دیگر بیشتر درزمینهٔ روابط زناشویی می‌پردازیم.
منبع سایت خانه موفقیت
Add a comment...

Post has attachment
چرا بعضی از افراد تلاش می‌کنند تا دیگران را راضی نگه‌دارند؟ اختصاص دادن وقت بیش‌ازاندازه به افرادی که واقعاً هیچ سودی برای شما ندارند باعث می‌شود شما از هدف اصلی خود فاصله بگیرید. انسان‌های موفق دقیقاً می‌دانند باید در چه زمان به چه کسی ارتباط برقرار کنند آن‌ها وقت خود را ارزشمند می‌دانند و آن را بیهوده تلف نمی‌کنند.

کسانی که مشغله کاری زیاد دارند، پیوسته‌کارهای بیشتر را متقبل می‌شوند زیرا می‌دانند که کارها چگونه باید انجام شود. بسیار وسوسه‌برانگیز است که به کارهای همه برسید به‌غیراز کارهای خودتان، اما این کار از انرژی شما می‌کاهد. شما مرتب به دیگران رسیدگی می‌کند و انرژی‌تان را به خاطر دیگران مصرف می‌کنید.

این‌گونه فراموش می‌کنید که خودتان هم نیازهایی دارید. وقتی متوجه شوید که در کجا درگیر هستید و چه عواملی شمارا به عقب نگه می‌دارند، سؤال بسیار مهمی که برایتان مطرح می‌شود این است: از کجا می‌فهمید که نیاز‌های خودتان برطرف شده است؟



برای پاسخ دادن به این سؤال، به زندگی خود نگاه بیندازید.

آیا شب‌ها را به‌راحتی می‌خوابید؟
آیا غذاهای سالم و طبیعی مصرف می‌کنید؟
آیا می‌توانید با دیگران رابطه برقرار کنید؟
آيا فهرستی برای تفریح و سرگرمی برای خود در نظر گرفته‌اید؟
آيا ورزش می‌کنید؟


اگر جوابتان منفی باشد؟ احتمالاً اوقات بیش از اندازه‌ای را صرف دیگران می‌کنید. در پایان روز کنترل کنید که کار خوب برای خودتان انجام داده‌ باشید. اگر این کار را نکرده‌اید، به‌عنوان یک اقدام عاجل فردا این مهم را انجام بدهید. با اعتمادبه‌نفسی‌ترین اشخاص نسبت به دیگران و خودشان به‌طور هم‌زمان سخاوت نشان می‌دهند. آن‌ها از عزت‌نفس فراوان برخوردارند. آن‌ها می‌دانند که باید برای خود ارزش قائل شوند و به‌وقت خود و دیگران احترام بگذارند.



قدرت نه گفتن را در خود تقویت کنید.
خیلی سخت است به کسی بگویم نه، چرا؟ دلیل این‌که شما نمی‌توانید نه بگویید این است که تابه‌حال نه نگفته‌اید یا خیلی کم و به افرا خاص. تصور کنید می‌خواهید برای اولین بار شنا کنید آیا ترس ندارید؟ این طبیعی است که برای اولین بار می‌خواهید شنا کنید ترس دارید خب اگر چندین بار این کار را تمرین کنید؟ سپس خواهید توانست بدون ترس شنا کنید. نه گفتن هم دقیقاً مانند همین شنا کردن است برای بار اول سخت است اما کم‌کم آن ترس شما فرومی‌ریزد. توجه کنید نه گفتن به دیگران به این دلیل نیست به آن‌ها احترام نمی‌گذارید بلکه برای خود ارزش قائل هستید.

سعی کنید از درخواست‌های کوچک نه گفتن را شروع کنید. تا بتوانید به درخواست‌های بزرگ‌تر هم نه بگویید. استرس و ناآرامی ذهنی بعد از این‌که درخواست کسی را بدون رضایت قلبی قبول می‌کنید ارزش این را ندارد که ذهن خود را درگیر کنید و از مسائل کوچک و سطحی رنج ببرید. کسی که درراه موفقیت است باید یک تفکر قدرتمند هم داشته باشد.
Add a comment...

Post has attachment
یکی از مؤثرترین روش‌های بهتر کردن عملکرد این است که انتظارات و معیارهای خود را بالا ببرید. چه کسی قهرمان واقعی زندگی شماست؟ البته که خود شما هستید. معیار‌های عملکردی که دارید بیش از هر عامل دیگری در شکل دادن زندگی‌ای که تجربه می‌کنید، تأثیر بر جای می‌گذارند.

اغلب اشخاص گمان می‌کنند قهرمان کسی است که با شجاعت استثنایی متولد می‌شود؛ اما زندگی واقعی این‌گونه نیست؛ و بااین‌حال این بدان معنا نیست در زندگی واقعی قهرمانی وجود ندارد. شکسپیر می‌گوید که بعضی‌ها بزرگ متولد می‌شوند، بعضی‌ها به بزرگی می‌رسند. این مطلبی است که در مورد زن‌ها و مرد‌ها به یک اندازه مصداق دارد.

هرچند نمونه‌های کلاسیک قهرمانان مرد‌ها هستند. با این حساب، یک قهرمان زندگیِ حقیقی چگونه انسانی است؟ در آینه نگاه کنید. بله، یک قهرمان زندگی شکل و شمایل شمارا دارد. شما که همین‌جا هستید،‌ همان‌طور که در این لحظه می‌باشید.



برای اینکه ستاره نمایش زندگی خود باشید، به این نکات توجه کنید:

۱ تصمیم بگیرید که می‌خواهید تغییری شخصی در خود ایجاد کنید تا بتوانید به آنچه در زندگی می‌خواهید، برسید.
با خود مهربان باشید. از خود حمایت کنید. قرار نیست که برای بار اول همه کار‌ها را به‌درستی انجام بدهید؛ بنابراین انتظار ناملایمات را داشته باشید. به این فکر کنید که چگونه می‌توانید با این ناملایمات کنار بیایید و آن‌ها را تغییر بدهید. مشخص کنید چگونه می‌خواهید به مسیر اصلی بازگردید و به حرکت درآیید.



۲ تصمیم بگیرید به کجا می‌خواهید برسید و یا به‌عبارت‌دیگر چه خواسته‌ای دارید.
با استفاده از روش‌های موفقیت هدف‌هایتان را مشخص کنید. بعضی از هدف‌ها ممکن است کوتاه و خلاصه باشند، بعضی دیگر ممکن است جدی‌تر باشند. یک قهرمان واقعی دقیق می‌داند که چه می‌خواهد. هدف‌گذاری و برنامه‌ریزی مهم‌ترین بخش زندگی است.



۳ برنامه بریزید و آن را به اجرا بگذارید.
وقتی برنامه‌ای داشته باشید، همیشه کار بیشتر و بهتری صورت می‌دهید. اگر تابه‌حال برنامه‌ریزی برای کارهای خود انجام نداده‌اید از همین لحظه شروع کنید.



۴ رقابت نکنید خلق کنید!
زندگی خود را یک رقابت در نظر نگیرید اشخاصی را که با آن‌ها رو‌به‌رو می‌شوید، رقیب به‌حساب نیاورید. در سفر قهرمانان سایر اشخاص در لباس پیام‌آوران، متحدها و منابع ظاهر می‌‌شوند. گاه این‌ها به شما هشدار و در مواقعی به سؤالات شما جواب می‌دهند. وقتی‌که هدف رقابت داشته باشد ممکن است به هدف خود هم برسید اما دچار استرس شوید. سعی کنید زیاد رقابت نکنید.



۵ ابتدا به درس‌هایتان توجه کنید و آن‌ها را به کار ببرید.
قبل از این‌که به دیگران جواب رد بدهید، به حقایق صحبتشان توجه کنید. سعی کنید به آنچه را که تا به امروز آموخته‌اید انجام بدهید اگر کتابی خوانده‌اید سعی کنید اصول آن را به کار ببرید اگر مهارتی خواص یاد گرفته‌اید آن را به کار ببرید. عده زیادی هستند که کتاب‌های زیادی مطالعه کرده‌اند اما متأسفانه به هیچ‌کدام ازآنچه که آموخته‌اند توجه نمی‌کنند و آموخته‌های خود را به کار نمی‌برند. شما این‌گونه نباشید یک قهرمان هر آنچه را که آموخته باشد به کار می‌برد و در زندگی خود برای پیشرفت از آن‌ها استفاده می‌کند.



۶ به هم‌سفران و معاشران خود بها بدهید.
همان‌طور که شکسپیر گفت،‌ دنیا صحنه نمایش است و همه‌ ما باید در آن نقشی بازی کنیم. باکسانی که سفرشان به‌اتفاق شما انجام می‌شود، مهربان باشید. کسی که هم راه شماست و شاید تا آخر این راه با شما باشد سعی کنید مهربان باشید.



۷ به راهنمای درون خود گوش بدهید.
مربی و راهنمای درون، شمارا می‌شناسد و می‌داند که چه نیازی دارید. در تعقیب آینده نیازهای لحظه حال را فراموش نکنید. برای این‌که بیشتر به درون خود بروید و آن ندا را تقویت کنید سعی کنید ۱۵ دقیقه سکوت کنید و به صدای آن گوش دهید.
Add a comment...
Wait while more posts are being loaded