برای محافظت از آخرین سنگر تا کجا پیش می‌‎روید؟ (قسمت دوم)
قسمت اول را اینجا بخوانید:
https://plus.google.com/115938445148130714669/posts/eKtxJ9PHnLF

در نوشته‌ی اول پرسیده بودم که اگر در یک وضعیت آخر الزمانی مانند فیلم‌های زامبی‌ها گیر افتاده باشیم، چه باید بکنیم؟

دوستان متوجه استعارات و سمبل‌های مد نظر بنده در آن نوشته شده اند. به اختصار:
پایگاه - استعاره‌ای است از یکی از آخرین حکومت‌های الهی: #جمهوری_اسلامی_ایران  
زامبی‌ها - استعاره از افراد و افکار «ضد الهی» و «ضد بشری‌»ای است که با انواع و اقسام اسامی و توجیه‌ها به ما مردم ما حمله می‌کنند. گاه با نام «علم» (که در واقع سودوساینس یا علم دروغین هستند)، گاهی با عنوان «حقوق بشر»، گاهی در ردای «قوانین بین المللی یا جهانی» و زمانی در لباس آزادی و منطق (که در اصل اسارت در دستور‌های غیر منطقی شیطان‌های آدم‌نماست).
بند 1 - سیاستمداران لیبرال ـ مسلمان‌ که دوباره به قدرت بازگشته اند.
بند 2 - اومانیست‌هایی که اکثرا ضد دین هستند یا دین استحاله شده را تبلیغ می کنند.
بند 3 - #غرب_پرستان
بند 4 - #لاشخورهایوطنفروش  
بند 5 - استعاره از رسانه‌های مدرن به ویژه ماهواره‌ها و اینترنت
بند 6 - متعصبان نادان وطنی که برای مقابله با #تهاجم_فرهنگی و تهاجم دینی، راهی به جز سانسور و فیلترینگ نمی دانند (مانند #عموفیلترچی علیه ما علیه!)

اما راه حل چیست؟

(1) همانطور که بعضی دوستان ( از جمله +mood kerbes ، +Seyed Ali Ghaffarian  ، +hadi shariaty و +Hamidreza Salehi ) اشاره کرده بودند، مهمترین راه حل، کشف، تولید، و تلقیح واکسن یا پادزهر به انسان‌هاست. این کار با توجه به بند 5 مطلب قبلی، باید در اولیت قرار گیرد که اگر نگیرد، پس از مدتی شمار انسان‌های زامبی نشده آنقدر کم می‌شود که هیچ شانسی برای بقا نخواهند داشت.

اما ساخت واکسن و واکسینه‌کردن کافی نیست! به سه دلیلی:
1- هیچ واکسنی، همه‌ی اشخاص را ایمن نمی‌کند. در مسایل اعتقادی ـ فرهنگی، بهترین واکسن‌ها (در صورت کشف و استفاده‌ی درست) می‌توانند 50-80% آدم‌ها را ایمن کنند (نظر شخصی من) و همیشه تعدادی هستند که واکسن روی آنها عمل نمی‌کند.
2- واکسن‌های ما عموما درمانگر نیست، محافظت کننده است. بنا بر این جمعیت زامبی‌ها در خارج پایگاه تکثیر می‌شود و به عنوان یک خطر، همیشه بزرگ و بزرگتر می‌شوند.
3- رساندن واکسن به دیگر انسان‌های (زامبی نشده) خارج از پایگاه، سخت است.

(2) همانطور که +mohammad . گفت، تهاجم به اصل ویروس (افکار و عقاید ضدالهی و مسموم) جزء غیر قابل تفکیک راه حل است. +محمد حسن نظری نیز که از «روشنگری» نام می‌بره، به نظرم به همین موضوع اشاره می کند. این روشنگری هم نوعی واکسیناسیون بری افراد سالم است و نوعی حمله به ویروس زامبی‌ها.
+Hassan Jahan نیز از شناسایی زامبی‌ها صحبت می کند که مشخصا اولین گام حمله به آنهاست.

(3) مدیریت زمان! مساله‌ی حیاتی برای موفقیت استراتژی «ابتدا واکسیناسیون و بعد تهاجم»، بحث زمان است. ما برای واکسیناسیون، زمان نامحدود در اختیار نداریم. واکسیناسیون باید در اسرع وقت و با بیشتر پوشش انجام شود و به طور دوره ای برای همه ی افراد قبلی و تازه متولد شده (یا وارد شده به پایگاه از طریق مهاجرت) انجام شود.
همچنین تاخیر در شروع تهاجم، موجب آلوده شدن تعداد بیشتری انسان و بسا کل جهان است. پس به عقب انداختن تهاجم، کار را سخت و سخت‌تر خواهد کرد.

بحث #مقاومت و #نرمش_قهرمانانه که +فرهاد فرهادی مطرح کرده بودند، استراتژی‌های درست اما مقطعی است که در زمان‌هایی از همان راه حل‌های اصلی، به کار می‌آید. البته من «مقاومت» را مترادف «دفاع جانانه» گرفته ام، اگر معنی «مقاومت» را بسط بدهیم به استراتژی دفاع و حمله ی متقابل، آنگاه مقاومت می شود استراتژی کلی ما...

حال به نظر شما، این استراتژی می‌تواند بشر را از خطر نابودی نجات دهد؟ و اگر پاسخ مثبت است، #جمهوری_اسلامی   طی 35 سال گذشته، تا چه حد در پیاده سازی این استراتژی، موفق بوده است؟

____________________________________________
عکس: تصویری از فیلم صهیونیستی «جنگ جهانی ز [زامبی‌ها]». در این سکانس، قهرمان داستان (براد پیت) میکروبی را به خود تزریق کرده است که موجب شده زامبی‌ها او را نبینند!
Photo
Shared publiclyView activity